Skip to main content
فهرست مقالات

از افسانه های کهن شرقی: خداپرست

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : دختر، ساحران، جنگل، آتش، پیر، ساحران همینکه بحضور امیر، پاتیل، انتظار، کار ساحران، میان پاتیل‌های خالی آتشی

خلاصه ماشینی: "موافقت امیر بزودی جلب و قاصدان بادپا سوار بر اسبان تیزتک راهی دیار کاهنان و مرتاضان شدند و همه جا رفتند تا در ناف جنگلی انبوه و میان کلبه‌هائی‌ گلین بدسته‌ای از ساحران که دور از مردم در عالم خو فرورفته بودند رسیدند و پیام‌ مرکز را ابلاغ و از آنان درخواست کردند که بیدرنگ در مصاحبتشان بجانب قصر امیر روانه شوند. دو سه روز گذشت و امیر همچنان در آتش انتظار میسوخت از ندیمان خواست‌ که بروند و جویای چگونگی موضوع شوند اما وزیر اعظم در حالی‌که بموی سپید و ریش دراز خود اشاره میکرد هرگونه دخالت در کار ساحران را ناروا دانست ناچار باز هم صبر کردند ولی دیگر کاسه صبر همه لبریز شده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.