Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ابوسعید حسن بن عبدالله مرزبانی سیرافی (4)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : ابوسعید حسن‌بن‌عبدالله مرزبانی سیرافی، ابوحیان، پیری، جوانی، ابو حنیفه، داستان ابوسعید، شکنجه، ابوسعید حسن، سخن، مستی

خلاصه ماشینی: "ابوسعید و پیری ابوحیان گفت:هیچ‌کس را از مشایخ ندیدم که از روزگار جوانی‌ یاد آوردنده‌تر و بر سپری شدن آن باندوه‌تر از وی باشد،همانا وی چون میدید یکی از همگنانش موی سرش به سپیدی گراییده تسلی می‌یافت و پیوسته‌ از حال وی به هنگام جوانی و روزگار تازه رویی پرستش می‌کرد. و چون‌ نزد او از سخنانی که به پیری و جوانی باز بسته است یاد میشد،از روی شوق‌ می‌گریست و نالهء مشتاقانه برمی‌کشید و گله و مویه سر می‌داد و بیشتر مقطعات‌ محمود وراق را دربارهء پیری همی خواند و بر آن همی گریست. (ابوحیان)گفت:و برای ما از محمود وراق،دربارهء پیری،گریان گریان‌ فرو خواند: و لو أن دار الشیب قرت بصاحب‌ علی ضیقها لم نبع دارا بداره‌ و لکن هذا الشیب للموت رائد نخبرنا عنه بقرب مزاره و اگر همانا خانهء پیری برای کسی مستقر می‌بود،من او را با همه تنگی‌اش، بهیچ خانه‌یی عوض نمی‌کردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.