Skip to main content
فهرست مقالات

رواج بازار شعر و شاعری (12)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مولانا، شمس، مولوی، تصوف، بلخ، بخارا، تبریز، مولوی به شمس سخنهای، سید عالی‌مقام بقول فروزانفر، بقول فروزانفر، معنی، مولوی و عشق، رواج بازار، شمس مولانا از تصوف، مرد، بازار شعر، مولانا با شمس مولانا، شمس و مولانا، عشق مولانا به شمس، شمس پیر و مولانا جوان، خلق، پدر مولوی، فعل، سید محمدعلی جمال‌زاده، جوان، شمس اهل تبریز، پدر مولانا، عوالم عرفان و تصوف، تصوف و معنی، سعدی فعلی

خلاصه ماشینی: "این بخارا منبع دانش بود پس بخارائی است هر کانش بود گرچه دل چون سنگ خارا میکند جان من عزم بخارا میکند مسکن یار است و شهر شاه من‌ پیش عاشق این بود حب وطن و با اشاره به بلاهائی که نصیب زادگاهش شده بود پس از مدت نسبة درازی(بیست سی‌سال)با تأتر و دلسوزی تمام میفرماید: می‌گریزند خلق از تاتار خدمت خالق تتار کنیم بار کردند اشتران به گریز رختمان نیست،ما چه‌کار کنیم خلق خیزان کنند و ما بربام‌ اشتر مردمان شمار کنیم و باز در همین معنی فرموده: آن غزان ترک خونریز آمدند بهر یغما در یکی ده در شدند موقعی که شمس و مولانا بهم رسیدند شمس پیر و مولانا جوان بود و شمس خود را در مقابل جوان بافضل و دانش و با ذوق و فهم و جوینده و ژرفنای‌طلبی یافت که مطابق سلیقه‌اش بود و گرچه بلکه هنوز مانند زمینی بود که ضرب بیل و نیش خیش نچشیده و حاصلی بوجود نیاورده بود ولی قراین‌ بسیار نشان میداد که خاکی است بس حاصلخیز و دهقان مجرب و خبیری لازم‌ است تا در شیارهای مستعد آن خرمنها از خوشه‌های زرین بعمل آورد و از هر دانه‌ای که در آنجا بفشاند صدها دانه بردارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.