Skip to main content
فهرست مقالات

رواج بازار شعر و شاعری (بقیه قسمت هفدهم)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : عشق، مولانا، غزل، مولوی، شمس، زن، ترک، زلف، خواب، نفس

خلاصه ماشینی:

"مولانا از این عوالم که بوی خامی میدهد بدور است و برای خود دنیائی‌ دارد که با دنیای ما شهودتزدگان کوردل تفاوت بسیار دارد ما اسیر آب و نان و جلق و دلقیم و او میگوید: رستم از آب و زنان،همچون ملک‌ بی غرض گردم بر این دور فلک این زمین چون گاهواره کودکان‌ بالغان را تنگ میدارد مکان و ما همان کودکان نابالغی هستیم که در گهوارهء و هم و خیال خفته‌ایم و حرکت گهواره را حرکت چرخ و فلک میپنداریم و خود را جنبانندهء این دستگاه‌ میدانیم و از جهان عظیم واقعی و سرمدی بیخبریم و غمی هم نداریم و هیچ اندیشه‌ای‌ بخود راه نمیدهیم که بقول همین مولوی «اندر دل هر ذره تابان شده خورشید» «در باطن هر قطره صد جوی روان،ای جان» دو بیت زیر گویا از عطار است که نوشته‌اند نخستین کسی بود که نبوغ را در پیشانی محمد جلال الدین دید و خبر داد: جهن در جنب این نه سقف مینا چو خشخاشی بود در جنب دنیا نگر تا تو از این خشخاش چندی‌ سزدگر بر بروت خود بخندی مولانا نیز سالها پس از آن فرمود: «کرمکی کاندر حدث باشد دفین» «کی بداند آخرو و بدو زمین» افلاکی نوشته است مولانا به اصحاب خود چنین وصیت میفرمود: «اوصاکم بتقوی الله فی السرو العلانیه و بقلة الطعام «و قلة المنام و ترک الشهوات علی الدوام» و آشکار است که چنین طریقه و مسلکی با عشق و عشقبازی معمولی سازشی‌ ندارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.