Skip to main content
فهرست مقالات

مطالعات بین الملل: تحول مفهوم دولت در نظریه های روابط بین الملل

نویسنده:

ISC (30 صفحه - از 105 تا 134)

کلیدواژه ها :

دولت ،لیبرالیسم ،واقع‌گرایی ،نظریه روابط بین الملل ،نوواقع‌گرایی ،مارکسیسم ،سازه‌انگاری؛فمینیسم ،پساتجددگرایی

کلید واژه های ماشینی : دولت، نظریه‌های روابط بین‌الملل، سیاسی، روابط بین‌الملل، نظام بین‌الملل، سیاست، پساتجددگرایی، مارکسیسم، مفهوم دولت در نظریه‌های روابط، واقع‌گرایی

نظریه روابط بین الملل برای بررسی تعامل دولت‌ها و تبیین و پیش‌بینی رفتار آنها است.شاید به همین دلیل است که برخی، نظریه روابط بین الملل را نظریه روابط بین دولت‌ها نیز گفته‌اند.آنچه در روابط بین الملل مورد بحث قرار می‌گیرد، طیف گسترده‌ای از موضاعات مختلف از جمله سیاست خارجی دولت‌ها در درون نظام بین الملل، سازمان‌های بین المللی، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های چندملیتی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مسائل زیست‌محیطی، ناسیونالیسم، اقتصاد سیاسی بین الملل و مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و حقوق بشر است که تمامی آنها به نوعی با دولت ارتباط پیدا می‌کنند.دولت اگرنه تنها بازیگر ولی به عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم روابط بین الملل، نقش و جایگاه بسیار مهمی در نظریه‌های این رشته داشته و تغییر و تحولات قابل توجهی را پشت سرگذارده است.تمامی نظریه‌های روابط بین الملل نیز به این موضوع پرداخته و هریک دیدگاه خاص خود را نسبت به ماهیت، حوزه، دامنه فعالیت و قدرت دولت ارائه می‌کنند.این مقاله با عنایت به مفروضات بنیادین هریک از نظریه‌های روابط بین الملل، مفهوم دولت و تحول آن در نظریه‌های مختلف این رشته را مورد بررسی قرار می‌دهد. کلید

خلاصه ماشینی:

"آنچه در روابط بین الملل مورد بحث قرار می‌گیرد، طیف گسترده‌ای از موضاعات مختلف از جمله سیاست خارجی دولت‌ها در درون نظام بین الملل، سازمان‌های بین المللی، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های چندملیتی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مسائل زیست‌محیطی، ناسیونالیسم، اقتصاد سیاسی بین الملل و مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و حقوق بشر است که تمامی آنها به نوعی با دولت ارتباط پیدا می‌کنند. در این مقاله ضمن بررسی کلی نظریه‌های روابط بین الملل در دو بخش کلی، نظریه‌های جریان اصلی شامل واقع‌گرایی، لیبرالیسم و مارکسیسم و نظریه‌های انتقادی شامل نظریه انتقادی به معنی خاص کلمه(مکتب فرانکفورت)، پساتجددگرایی(پست مدرنیسم)، فمینیسم و سازه‌انگاری را مطرح می‌کنیم و دیدگاه آنها را در مورد دولت و جایگاه آن در این نظریه‌ها مورد بررسی قرار می‌دهیم. آنها ضمن نقد نوواقع‌گرایی به دلیل عدم‌ارایه نظریه‌ای در مورد چگونگی شکل‌گیری تهدید باری دولت‌ها، معتقدند که نظر دولت‌ها در مورد هویت خود و چگونگی شکل‌گیری آن می‌تواند به فهم این نکته کمک کند که چگونه کشوری ممکن است تهدید محسوب شود؟در مورد معمای امنیت که نظریه‌های جریان اصلی، آن را ناشی از عدم قطعیت می‌دانند، سازه‌انگاران معتقدند که هویت‌ها با معناسازی و ایجاد معرفت‌ بین الاذهانی این عدم‌قطعیت را کاهش می‌دهند. به عنوان مثال، در حالیکه نگاه واقع‌گرایان به سیاست بین الملل متشکل از مجموعه‌ای از واحد(دولت)های یکسانی است که در محیط آنارشی و غیراجتماعی (فقدان جامعه)رفتار می‌کنند، فمنیست‌ها معتقدند که در چنین فضایی امکان طرح مسائل مورد نظر آنها وجود ندارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.