Skip to main content
فهرست مقالات

مطالعات ایران: مفهوم امنیت در اندیشه سده های میانه

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 73 تا 98)

کلیدواژه ها :

امنیت دوره‌میانه ،اندیشه سیاسی اندیشمندان مسلمان

کلید واژه های ماشینی : سیاسی، امنیت، خلافت، اسلامی، سلطان، اندیشه، حکومت، اندیشه سیاسی، سیاست، غزالی

وضعیت سیاسی-اجتماعی جهان اسلام در دوران میانی در شرایطی قرار گرفت که در خلال آن امنیت به اصلی‌ترین مفهوم در توجیه سیاست تغلب و استیلا تبدیل شد.در این دوره و بنا نیازهای سیاسی-اجتماعی، جریان‌های فکری متفاوتی ظهور کردند که در یک محور اساسی به هم اشتراک داشتند و آن توجیه‌گری حکومت مطلقه براساس مفهوم امنیت و ضرورت دوری از هرج‌ومرج بود.چنین دریافتی از سیاست و حکومت به حدی در مسیر افراط قرار گرفت که اصول اساسی مورد تأکید اسلام در سیاست یعنی عدالت، برابری و اخلاق کاملا به حاشیه رانده شد.اندیشمندان متعددی از نحله‌های فکری مختلف نماینده چنین تفکر سیاسی بودند.در این مقاله، ضمن بررسی زمینه‌ها و علل ظهور این وضعیت، ویژگی‌های اساسی برداشت غالب از امنیت بررسی شده و آراء برخی از اندیشمندان همچون امام غزالی، ابن ولید طرطوشی و خواجه نظام الملک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.براساس استدلال نویسنده، اندیشه اسلامی در دوره میانه چه در قالب سیاست‌نامه و چه در قالب شریعت‌نامه، با هدف برقراری نظم، اقتداری مطلق به سلطان می‌بخشید و حفظ دیانت را به عنوان یکی از وجوه مهم تأمین امنیت، در سایه این اقتدار میسر می‌دانست.بنابراین سلطان گرچه بنابر نص دین مشروع نبود؛اما به واسطه حفظ دین، از سوی علما لازم الاتباع قلمداد می‌شد.

خلاصه ماشینی:

"در این مقاله، ضمن بررسی زمینه‌ها و علل ظهور این وضعیت، ویژگی‌های اساسی برداشت غالب از امنیت بررسی شده و آراء برخی از اندیشمندان همچون امام غزالی، ابن ولید طرطوشی و خواجه نظام الملک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این دوران فارغ از هرگونه مبنای مشروعیت، در عمل و نظر سیاسی مسلمانان روندی غالب شد که مبنای حکومت را استواری آن برشمشیر قرار می‌داد و در واقع آغاز گسست بین خلافت و سلطنت اسلامی در دوره میانه نیز برهمین مبنا صورت گرفت. » (20) ایده اصلی در دوره میانه نظم مبتنی برقدرت، زور و غلبه بود و اندیشمندان مسلمان برای تحقق چنین قدرت مطلقه‌ای، نهادهای خاصی را طراحی کردند تا سلطان را از خطر عموم دور نگه دراد؛که در واقع عامل مهمی در جدایی بین دولت و مردم بوده است. این در حالی است که ایده‌های اسلام در باب سیاست واجتماع به چنین جمع‌بندی منتهی نمی‌شود و فراتر از این حتی در واقعیت نیز سلطان قاهر، کمتر عامل ایجاد نظم، ثبات و امنیت بود؛زیرا ناامنی، ستیز و جنگ دایمی در کانون‌های مختلف قدرت مانع از شکل‌گیری نظم سیاسی پایدار و ماندگار شده و عملا آبادانی و عمران را غیرممکن می‌سازد. اطاعت از چنین سلطانی(سلطان استیلایی)به لحاظ یکپارچگی و اجتماع کلمه مسلمانان واجب است و هرگاه امامت به وسیله شوکت و غلبه برای کسی منعقد شود و سپس سلطان دیگری به قهر و نیروی نظامی قیام نماید و او را سرکوب نماید، اولی عزل شده و دومی امام می‌شود و علت این امر نیز همان مصلحت پیش‌گفته مسلمانان و جمع کلمه آنان است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.