Skip to main content
فهرست مقالات

داستان کوتاه از اصلان پاشا

نویسنده:

(3 صفحه - از 377 تا 379)

خلاصه ماشینی:

"عمه به حساب نمی‌آورد، چون پس از آذرماه بیست‌وپنج بسیاری از این ماجراها را از سر گذرانده، نگهبان نخست عصبانی است به طرف من می‌آید، چشم غره‌ای می‌رود، به سیم‌های توری چنگ می‌اندازد، مثل سگ هار زوزه می‌کشد، سر آخر خشم خود را بر سر«نگهبان دوم»خالی می‌کند و به زبان فارسی و ترکی می‌گوید:«آهای گور خر چرا این زندانی فلان‌فلان شده را برنمی‌گردانی به سلولش، مگر کری و نمی‌شنوی این پیرزن پتیاره چه می‌گوید. پشت دیوارهای بلند بهجت‌آباد عاشق«طوقه و موتور»، عمه با خنده می‌گوید:«چه می‌شود کرد، این ته‌تغاری من هم این‌چنین عاشق است و تمام زندگی ما را پر از طوقه کرده، از گوشه‌گوشه‌ی حیاط تا خانه و پشت‌بام، به ذهنم فشار می‌آورم، از امروز روزش چیزی به یاد ندارم، هرچه که هست از دوران کودکی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.