Skip to main content
فهرست مقالات

سکوت

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : پرستار، سکوت، شیشه‌ی، رگ، بیمارستان، زن، کودک، سلام خانم پرستار، ناله‌ی، خانم پرستار، پرستاری پا از کفش، چادر نماز، آسیستان، پای پرستار باز، اتاق آسیستان‌ها، شیشه‌ی درجه‌ها، آسیستان کودکان، رضا، رگ شقیقه‌اش، دست و پایش، اتاق به‌آن اتاق، ناله‌ی کودکان، پرستار درجه‌ها، بچه‌ها درجه، به پرستار، کنار پنجره، گریه‌ی بچه‌ها، فضایی، اجازه‌تان بابای بچه‌ها، خسته

خلاصه ماشینی: "سر می‌خماند، پیشانی و شقیقه‌اش جایی که پانسمان پس از تزریق را دارد، می‌بوسد، آه می‌کشد، سر بلند می‌کند، چشمش به پرستار می‌افتد، دستپاچه خودش را جمع‌وجور می‌کند: «سلام خانم پرستار!» «سلام!تو چه جوری آمدی توی بخش؟!» «با اجازه‌تان بابای بچه‌ها یه آشنا تو نگهبانی دره، خدا عمر به زنش بده!اجازه داده یی‌وختا که هنوز هوا تاریکه بیام شیرش بدم و برم!» پرستار درجه‌ها را جمع می‌کند و می‌رود به اتاق کناری. پرستار در را باز می‌کند: «ببینم خانم، او چیه؟!» زن سرخ می‌شود: «هیچی خانم پرستار!»و چادر نمازش را پس می‌زند، پرستار پا بیرون گذاشته است: (1). «توش چیه؟!» شبنم شرم بر پشت لب زن نشسته است: «هیچی خانم پرستار!نان خشکه‌یه!»و اشاره به آن سوی بیمارستان می‌کند، به اتاقک زباله‌ها!: «جم کردم ببرم بری بچه‌هام!»و در گونی را جلوی پای پرستار باز می‌کند: «ایناش خانم جان!» بوی قیمه‌ی ترشیده در فضا زبانه می‌کشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.