Skip to main content
فهرست مقالات

گل های زمستانی زیباترند

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مرد، سفارت، عطر، دکتر انگلیسی پولی، دکتر انگلیسی، سرش درد، ورقه‌ی دکتر انگلیسی، سفید، پول دکتر انگلیسی، صورتشان

خلاصه ماشینی:

"گفته بودند که خودش را دست دکترهای ایرانی ندهد:پدر دکتر دوستش به اداره نوشت. دوستش گفت:«دکتر مجله‌ها را می‌بیند؟» پیرمرد به مجله‌ها نگاه کرد و سرش را تکان داد:«نگاهش دوباره به طرف او برگشت. پیرمرد گفت:«باید هم سخت‌گیر باشد،وگرنه هر شازده‌ای پولی می‌دهد به یک دکتر انگلیسی و ورقه‌ای می‌آورد و حقوقش را از ایران می‌گیرد. باد داخل سالن شده و عطر گل‌ها را به‌سوی او آورده بود. » از خانه که راه افتاده بود،جمله‌هایی را در سرش ردیف کرده بود که به دکتر بگوید:حالا ابلهانه می‌آمد. مرد کوتوله و چاق پنجاه و پنج-شصت ساله‌ای توی سالن آمده بود. مرد جلوی در ایستاد و برگشت و به زن‌ها و مردها نگاه کرد. درد توی سرش می‌زد و توی پالتو عرق کرده بود. شماره‌ای را که‌ به او داده بودند،توی دستش مچاله شده بود،زن‌ها و مردها به او راه دادند:قیافه‌ی عبوس مرد از هم باز شد و لبخند شیرینی توی صورتش پخش شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.