Skip to main content
فهرست مقالات

داستان جغد

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : جغد، داستان جغد، جنگل، سردسته‌ی پرندگان، خردمندترین حیوان جنگل، سردسته‌ی پرندگان پرسش، درخت، فریاد، جانوران، خنده‌ای

خلاصه ماشینی:

"» موش‌ها دیگر صبر نکردند،دوتا پا داشتند،دوتای دیگر هم قرض کردند و خود را به دیگر موجودات جنگل و مزرعه‌های اطراف رساندند و با لحنی پرشور فریاد برآوردند که:«جناب جغد بزرگ‌ترین و خردمندترین حیوان جنگل است. سردسته‌ی پرندگان دیگر صبر را جایز ندانست و با عجله و شتاب پیش سایر جانوران‌ بازگشت و با لحنی سرشار از اطمینان گفت:«حضرت جغد به راستی که بزرگ‌ترین و بزرگ‌ترین و خردمندترین و خردمندترین حیوان جنگل است. اما روباه سرخ یک‌بار دیگر پرسش خود را مطرح کرد و گفت:«جسارت است، مطمئن هستید که او روز روشن هم می‌تواند ببیند»؟پرندگان و جانوران این‌بار لحظه‌ای سکوت‌ کردند بعد یک‌بار به خنده افتادند. سردسته‌ی پرندگان هم نگران و مضطرب خود را به جغد رساند و نفس‌نفس‌زنان گفت:«حضرت جناب جغد،مواظب باشید که خطر در پیش است». سردسته‌ی پرندگان از سر حیرت گفت:«زبانم لال،یعنی جناب‌ حضرت عالی نمی‌ترسید»؟جغد که چیزی نمی‌دید پاسخ داد:«کی؟من؟»بار دیگر غوغایی‌ برخاست؛همه طاقت از دست‌داده بودند و فریاد می‌کشیدند که او بالاتر از این‌ها است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.