Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

گزارشگر:

(7 صفحه - از 122 تا 128)

کلید واژه های ماشینی : زندان، زندان قصر، دزدی، شولا، زندانیان سیاسی، حمام، بیماری، پاسبان، سفره، پول

خلاصه ماشینی:

"حیاط خلوت بود، تنها در حاشیه‌ی نزدیک دیوار بلند آن، که هنوز نشانه‌ای از سایه باقی‌مانده بود، چند زندانی کم‌وبیش لخت، روی زمین خوابیده بودند و یک پاسبان در کنار آن‌ها چمباتمه زده بود و چرت می‌زد. ولی در آن دوروبر آن‌قدر بوی گندیگی و کثافت به دماغ آدم می‌خورد که نمی‌شد تشخیص داد، چه بخشی از آن به کاسه‌ی ماست مربوط می‌شود!با همه‌ی این‌ها«غذای»زندان، چنان«جالب»بود که بسیاری از بروبچه‌ها، ترجیح می‌دادند، خود را به بیماری بزنند تا بتوانند سهمی از برنج دودزده‌ای که خودمان می‌پختیم و همین ماست را، داشته باشند و از«غذای» زندان معاف شوند. انسان‌دوستی و عدالت‌خواهی، تمامی رگ و پی او را پر کرده بود و به«سیاسی‌ها»هم، تنها به این دلیل احترام می‌گذاشت که بین خودش و آن‌ها، شباهتی می‌دید. تفاوت ما در این است که من، اغلب به هدف خود می‌رسم، ولی شماها، به جز آن‌که آزادی دیگران را به دست نمی‌آورید، آزادی خودتان را هم از دست می‌دهید و به زندان می‌افتید. او نام و نشانی همه‌ی افراد این خانواده‌ها را یک‌به‌یک به یاد داشت و هر زمانی که درباره‌ی یکی از آن‌ها صحبت می‌کرد، حالت پدری داشت که نگران فرزند خود است. در تمام مدتی که با من بود، تنها یک بار از مادرش صحبت کرد، همه‌ی ناراحتی و دل‌واپسی او از دیگر افراد«خانواده‌اش»بود؛مادرش هم، حداکثر، یکی بود مانند دیگران. سرش را روی شانه‌ام گذاشت، چند لحظه‌ای گریست و بعد، آرام و شمرده گفت: -حاضر بودم به خاطر قولی که داده بودم، حتا بدون توجه به وضع خودم و بیماری مادرم، تا هرجا که لازم است، تحمل کنم، ولی«بچه‌هایم..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.