Skip to main content
فهرست مقالات

سنگ باران

نویسنده:

(2 صفحه - از 232 تا 233)

خلاصه ماشینی:

"سنگ باران محمد خلیلی این طرفی،زودتر شروع کرده بود. چشم‌به‌چشم‌هایش دوختم و گفتم:«نه آقاجان،من این خانه‌ی کوچک نیمه‌ویرانه را به هیچ‌وجه‌ نمی‌خوام از دست بدهم. حرفم را قطع کرد و گفت:«دارم برای آخرین‌بار می‌گویم،به ر قیمتی که بگویی،من این خانه را می‌ خرم؛وگرنه،بعد از این،هرچه دیدی از چشم خودت دیدی. » با خشمی فروخورده،نگاهش کردم و گفتم:«شما که از فرهنگ و این چیزها حرف می‌زدید،پس این‌ حرف‌ها... خواستم در حاشیه‌ی باغچه‌ی کوچک کمی بنشینم و نفسی‌ بگیرم،اما همسرم لت پنجره را باز کرد و صدایم زد... هنوز سقف آپارتمان‌های طبقه‌ی هفتم این طرفی تمام نشده بود که،آن طرفی شروع کرد. این چند وقته،هی سنگ و کلوخ است که به سر بام خانه و به کف حیاط کوچک ما می‌بارد. این روزها دیگر،هروقت که پا به حیاط می‌گذاریم،یا برای انجام کاری،می‌خواهیم از خانه خارج‌ شویم،هی پاره‌آجر و پاره‌سنگ و بلوک‌سیمانی است که از درگاهی‌های بی در و پنجره به طرف ما پرتاب‌ می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.