Skip to main content
فهرست مقالات

قهوه خانه ی سبیل

نویسنده:

(5 صفحه - از 234 تا 238)

خلاصه ماشینی:

"صدای شعارهای پیاپی از سوی لاله‌زار پایین به گوش می‌رسید،مردم توی پیاده‌روها ایستاده‌ بودند و به لاله‌زار پایین چشم دوخته بودند،محمود پیراهن‌دوز کف‌دستش را سایه‌بان چشمش‌ کرد و نگاهی تیز به طرف چهارراه لاله‌زار انداخت و با عجله کرکره‌ی مغازه‌اش را پایین کشید و در میان مردم گم شد،ده‌ها سروگردن از پنجره‌های پاساژ جنرال استیل به‌طرف پایین خم شده‌ بود،گروهی سی چهل نفری از طرف چهارراه لاله‌زار ورجه‌ورجه‌کنان شعار می‌دادند و به‌طرف‌ لاله‌زار نو می‌آمدند،آن‌ها از کوچه‌ی نوشین گذشتند و چند عکس و پلاکارد از سینمای متروپل‌ را پاره کردند و به‌طرف بالا حرکت کردند،به بانک بیمه‌ی بازرگانان که رسیدند،با آن‌که تعطیل بود و درهای آن‌را با میله‌های آهنین حفاظ ساخته بودند آن‌ها چندین پاره آجر از لای شبکه‌های‌ در به‌داخل پرتاب کردند و چند چماق به دروپیکر آن فرود آوردند به سینما کریستال که رسیدند همه‌ی عکس‌ها و پلاکاردها را پاره و ویران کردند و شعارگویان به‌طرف چهارراه منوچهری‌ رهسپار شدند،نعمت با دیدن آن منظره و این‌که مغازه‌ی عرق‌فروشی او را ندیده بودند از خوشحالی در پوست نمی‌گنجید،نزدیک بود از شادی جیغ بکشد که ناگهان یکی از گروه که‌ پشت همه راه می‌رفت نگاهی به پشت‌سر خود انداخت و چشمش به کافه‌ی نعمت افتاد بدون‌ تامل سوت بلندی کشید و گروه که بچه‌ها به آن‌ها مرگ بر شاهی‌ها می‌گفتند به عقب برگشتند وقتی مقابل کافه قرار گرفتند نعمت جلو آن‌ها را گرفت و درحالی‌که دو دستش را بلند کرده بود فریاد زد:وایسین."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.