Skip to main content
فهرست مقالات

غزل رنگها

نویسنده:

(2 صفحه - از 34 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : سپهری ،اشعار سپهری ،صدای پای آب ،رنگ سبز ،شرق اندوه ،نیایش ،آوار آفتاب ،اشعار سپهری رنگ ،سیاهی ،غروب ،مرگ رنگ ،رنگ سیاه ،سپهری رنگ سبز ،گل سرخ ،تاریکی ،سپید ،وهم ،رنگ غروب ،دوره دوم اشعار ،زندگی خواب‌ها ،درختان سبز ،واژه سیاه ،دوره نخست ،نیایش بی‌رنگ ،دوره دوم ،حاکمیت رنگ ،حقیقت آبی ،دوم ،چشم می‌خورد ،دورهء نخست

خلاصه ماشینی:

"«مرگ رنگ-مرگ رنگ» شاعر به وهم خود اشاره می‌کند و باز از تاریکی و تنهایی می‌گوید: «شب از وحشت گرانبار است/جهان آلودهء خواب‌ است و من در وهم خود بیدار:/چه دیگر طرح‌ می‌ریزد فریب زیست/در این خلوت که حیرت‌ نقش دیوار است؟» «وهم-مرگ رنگ» «در سرای ما زمزمه‌ای،در کوچه ما آوازی نیست/ شب،گلدان پنجرهء ما را ربوده است/پرده ما،در وحشت نوسان خشکیده است» «ای سیماها-آوار آفتاب» و سرانجام در آخرین کتاب دوره نخست یعنی در «شرق اندوه»به جایی می‌رسد که می‌گوید: «بالا،گل یک روزهء نور/پایین،تاریکی باد/ بیهوده مپای،شب از شاخه نخواهد ریخت،و دریچهء خدا روشن نیست» «هلا-شرق اندوه» در چهار کتاب دوره دوم اشعار سپهری فقط با سه‌ مورد استفاده از واژه سیاه روبه‌رو می‌شویم. در دورهء نخست‌ اشعار سپهری رنگ سبز به صورت صفت به کار گرفته‌ شده و حالت نمادینی که در دوره دوم به چشم‌ می‌خورد،در آن دیده نمی‌شود: «در جاده،درختان سبز،گلها وا،شیطان نگران» «شیطان هم-شرق اندوه» در اواخر دوره نخست همراه با کم شدن اثرات سیاه وورود نور به شعر،به کارگیری نمادین رنگ سبز،در مواردی مشاهده می‌شود: «باغ،سرشار از تراوش‌های سبز/او درونش‌ سبزتر،سرشارتر» «میوه تاریک-آوار آفتاب» اما با«صدای پای آب»اشعار سپهری لبریز از سبزی و شادابی و طراوت می‌شود. سپهری به قدری برای نور و رنگ اهمیت قایل‌ است که می‌گوید «در نمازم جریان دارد ماه،جریان دارد طیف/ سنگ از پشت نمازم پیداست/همه ذرات نمازم‌ متبلور شده است» «صدای پای آب» و این علاقهء او به نور تا جایی می‌رسد که به گیاهان‌ غبطه می‌خورد و می‌گوید: «خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند/و دست‌ منبسط نور روی شانهء آنهاست» «مسافر» اما استفاده از رنگ در اشعار سپهری،به رنگ سبز ختم نمی‌شود."

صفحه:
از 34 تا 35