Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

گزارشگر:

کلید واژه های ماشینی : زن، مازندران، سرهنگ زیبایی، زندان، بازجویی، پادگان، گروهبان، روزنامه، مقاومت، تهران

خلاصه ماشینی:

"در جریان بازجویی فهمیدم که چهار ماه پیش از آن، سرهنگ زیبایی، تلاشی نافرجام برای بازداشت من کرده بود. یکی همان دهقان مازندرانی بود و دیگری کارمند شرکت نفت، سرهنگ در اتاق را بست و با یک تلفن به فرماندار نظامی تهران(که به ظاهر نصیری نام داشت)تلفنی اطلاع داد؛سرانجام بازداشتش کردیم. ما در مدت 3 سال چندین جا عوض کرده بودیم و در آن موقع در کوچه‌ای در جنوب‌غرب تهران در یک منزل اجاره‌ای که در طبقه‌ی دوم یک ساختمان بود و در حدود 60 تا 70 مترمربع وسعت داشت زندگی می‌کردیم:من و همسرم و پسر اولم شهریار که چند ماه بیشتر نداشت... گروهبان آمده بود و چون مرا مشغول بررسی دفترچه دیده بود، یک سیلی آبدار به من زد که«به این دفترچه چه کار داشتی؟» ولی کار به همین سیلی خاتمه پیدا کرد، زیرا می‌ترسید مطلب فاش شود و معلوم شود که خودش، با بی‌تدبیری، دفترچه را در اختیار من گذاشته است. این درد، بعدها هم که آزاد شدم و دوباره، به کار معلمی پرداختم، به‌ویژه وقتی با دست راستم روی تخته سیاه می‌نوشتم، با من همراه بود... مدت‌ها به دنبال او می‌گشتم، حتا وقتی که شب شده بود باز هم از یاد، این مگس ناامید نشده بودم. این آقای عباسی هنوز هم اعتقادهای خود را حفظ کرده بود، ولی صدمه‌ی بسیار دیدیه بود. آن‌هایی که شیطان بودند، صفحه‌های داخل یکی ازاین‌روزنامه‌ها را، که اغلب هم شامل آگهی بود، پنهان می‌کردند و دکتر بهرامی سراسیمه به دنیال آن‌ها بود و از این و آن سراغ می‌گرفت که روزنامه ناقص است و او نمی‌تواند بقیه‌ی آن را پیدا کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.