Skip to main content
فهرست مقالات

صد هزاران کهکشان خورشید در ژرفای دل

گزارشگر:

(2 صفحه - از 64 تا 65)

خلاصه ماشینی:

"» پس از آن یدالله گودرزی شاعر بروجردی به قرائت‌ شعرش پرداخت و آنگاه رحیم زریان از تهران یک‌ دو بیتی و دو غزل تقدیم کرد: کسی شام و پگاهم را چه داند کسی زخم نگاهم را چه داند من و دل سالها با غم نشستیم‌ کسی فریاد آهم را چه‌ داند» بخش دوم برنامه‌های کنگره‌ رأس ساعت 5 بعد از ظهر روز پنج‌ شنبه با تلاوتی آیاتی‌ از قرآن کریم آغاز شد و پس از آن محمد جوروند از شهر شوش‌ یک مثنوی و یک‌ غزل و فریدون‌ کربعلی دو رباعی و دو غزل خواندند. وی‌ در طلیعهء کلام خود این رباعی را قرائت کرد: «عمری است چو شمع انجمن می‌سوزم‌ اما نه برای خویشتن می‌سوزم‌ در آتشم و مرا نگیرد دامان‌ تا نور دهم به جمع من می‌سوزم» فرخ منش از اهواز سه شعر آزاد خواند و بعد حمید رضا اکبری از ماهشهر چند کتیبهء زخم تقدیم‌ کرد: «با گریه‌هاغی شبانهء خویش/پیر می‌شوی ای دل/ آیا به یاد توست که گل سرخ شبنم می‌تکاند/کنار نرده زنگار بستهء مهتابی‌ام/به انتظار نشسته‌ام/و دیگران در گذرند/زرد،سرخ،سپید و آن سبز، هنوز نیامده است."

صفحه:
از 64 تا 65