Skip to main content
فهرست مقالات

یک روز پاییزی روی سنگ فرش خیس

نویسنده:

(5 صفحه - از 812 تا 816)

خلاصه ماشینی:

"این را خوب حس می‌کرد اما هیچ‌وقت سر به هر طرف نمی‌چرخاند که آن یکی نه با دو چشم‌هایش که با چند چشم دیگر را پیدا کند لای آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و کاری ندارند به این‌که آدمی دارد از سایه‌اش که خنجری توی مشت پنهان کرده است، فرار می‌کند،حتی امروز،وقتی در نیم‌روز بازگشت به انتهای خیابان صدای پا که صدای پاهایی را شنید،نایستاد لب باریکه‌ی آب،خم شود و با چوبی کوچک،گل و لای سیاه باریکه‌ای پس بزند تا آب مجبور نباشد توده‌ی لجن را دور زند و راهی برای رفتن بیابد و حتی نایستاد کنار باریکه‌ی‌ آب،سربلند کند و ببیند این‌بار کدام شاخه،برگ‌هایش را در باد انکار می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.