Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

گزارشگر:

(8 صفحه - از 836 تا 843)

کلید واژه های ماشینی : دبیرستان، شیراز، مدرسه، معلمان، سرهنگ، کلاس، دادگاه، خیابان، دختر، ریاست آموزش و پرورش شیراز

خلاصه ماشینی: "یادم آمد،چندسال پیش از آن،یک روز که در دفتر مدرسه‌ی اندیشه،ساعت تفریح را می‌گذراندم،مستخدم مدرسه به سراغ من آمد و گفت:جناب‌ سرهنگی،در پایین با شما کار دارد. وکیل،ضمن ادامه‌ی سخنان پیشین خود،روی نامه‌ی‌ سازمان امنیت،تکیه کرد و گفت:من نمی‌دانم شما از یک معلم شریف چه می‌خواهید؟ دادگاه،بعد از شور مرا به همان مقداری که در زندان بودم(نزدیک یک‌سال‌ونیم)،محکوم کرد و در نتیجه من آزاد شدم. داستان از این قرار بود که چند نفر از ما،که با مدیریت گروه فرهنگی خوازرمی موفق نبودیم، تصمیم گرفتیم از سال بعد همکاری خود را با گروه قطع کنیم. در خرداد سال 1332 که از رشته‌ی ریاضی در دانشگاه تهران و دانشسرای عالی(تربیت معلم‌ امروزی)از تحصیل فراغت پیدا کردم،ناچار بودم به اداره آموزش و پرورش(که آن روزها به‌نام‌ «وزارت فرهنگ»شناخته می‌شد)مراجعه کنم،زیرا تعهد دبیری داشتم. یک روز که به کار تصحیح روقه‌های امتحانی،در یکی‌ از مدرسه‌ها با همکاران خود مشغول بودم،آقای کیانی،ریاست آموزش و پرورش شیراز،به آن‌جا آمدند،پس از گشت‌زدن و احوال پرسی با دیگران،پهلوی من آمد و گفت:اگر ورقه‌ای نیمه‌تمام‌ داری،رهاکن و به اداره پهلوی من بیا،با لحنی صحبت می‌کرد که من احساس ناراحتی کردم. به‌ظاهر همان معلمی که از معلمی که از معلمی من ناراضی بود، به آقای جعفری نامه نوشته بود،که این شخص(یعنی من)،به‌جز این‌که سابقه‌ی زندانی شدن‌ دارد،هم‌اکنون هم در شیراز مشغول نشر اندیشه‌های خود است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.