Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه؛ تراژدی و شعر معاصر عرب

مصاحبه شونده:

مترجم:

(4 صفحه - از 74 تا 77)

کلید واژه های ماشینی : شعر، فلسفه، عربی، شعر معاصر عرب، ترجمه، عبد الرحمان بدوی، ادب، شاعر، دکتر عبد الرحمان بدوی، آلمانی

خلاصه ماشینی:

"آیا فکر می‌کنید باید بدفهمی تمدن شناسانهء بزرگی رخ‌ داده باشد؟ عبد الرحمان بدوی:آنچه پیش آمده‌ این است:کسی که کتاب«فن الشعر» ارسطو را به عربی ترجمه کرد متی بن‌ یونس قنایی(1)بود که سعی کرد برای‌ معانی یونانی معادلهایی از شعر عربی‌ بیابد،اما نیافت به این سبب نزدیکترین‌ معنی را برگزید. اما ابن رشد هرگز ملتفت کاستی‌ ترجمه متی نشد و آن را چنان که بود به‌ کار گرفت و برای جبران این خطا قادر نبود کاری از پیش ببرد؛ولی بعد از آنچه‌ گذشت می‌پرسیم: آیا امکان داشت عرب‌ها این رنگ از شعر ا که در تراژدی و کمدی نمود پیدا کرده بود،بپذیرند؟برای من چنین‌ می‌نماید که نخوت عرب‌ها و افتخار اغراق‌آمیز آنان به ارزش شعر عربی‌ حایلی شد برای اینکه به گونه‌های‌ دیگری غیر از شعر غنایی چشم‌ بگشایند. به عنوان‌ مثال در دوره‌های قدیم یونانی افلاطون‌ و ارسطو و به ویژه آخری هیچ دری از درهای فکر انسانی نیست مگر کوفته و در آن ابتکار کرده باشد،و در عصر جدید کانت،هگل و شوپنهاور و نیچه‌ را شاهدیم که تقریبا به تمام میدانهای‌ فکر انسانی پرداخته‌اند و کسی برای‌ نمونه بر نیچه ایراد نگرفته که شاعر است و شعر فلسفه‌اش را ضایع ساخته، یا بر هگل که ناقد،ادیب و زیباشناس‌ بود،و همچنین دیگر فیلسوفان که‌ استعدادهای چند جانبه داشته‌اند؛و نسبت به فرانسویان برگسون را ملاحظه می‌کنیم که در بیشتر نواحی‌ تفکر و ادب پا به میدان نهاده،و همچنین کروچه(91)در فلسفه‌(به تصویر صفحه مراجعه شود) ایتالیایی،اورتگاای کاست(02)، اونامونو(12)در فلسفه اسپانیایی و..."

صفحه:
از 74 تا 77