Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

گزارشگر:

(5 صفحه - از 130 تا 134)

کلید واژه های ماشینی : زن، ایرانشهر، دبیرستان، پزشک، بیماری، زرتشتی، دانش‌آموزان، مدرسه، انارهای، نان، دبیرستان ایرانشهر، کاغذ، معلم، آمیغی، خانواده‌های، کاویانی، آب، پزشک زرتشتی کرمانی، کتاب، زبان، یاد برزو آمیغی، دانشسراهای مقدماتی، کلاس دوم دبستان، دانشسرای مقدماتی کرمان، موقع، دوره‌ی اول دبیرستان، دانش‌آموزان ایرانشهر، مدرسه‌ی کاویانی، زنده‌یاد آمیغی، سال دوم دبستان

خلاصه ماشینی: "در محله‌ی ما یک زن بود که در یک سینی تعداد زیادی گردهای مختلف چیده بود، آن‌ها را در چشمان ما می‌پاید؛من بارها به این خان مراجعه کرده و چشم‌هایم را در اختیار او گذاشته‌ بودم. ولی در آن‌جا هم،به نظم پزشک‌های‌ ورزیده‌ای نداشتند،یادم هپست وقتی 12 ساله بود و یک پزشک زرتشتی کرمانی،برای نخستین بار به کرمان آمده بود،برای عمل آپاندیسیت که عمل بسیار ساده‌ای است،به بیمارستان دادسن رفت،ولی از آن‌جا،نتوانست جان سالم به در برد. ما در دبیرستان زبان فرانسه می‌خواندیم و آن‌هایی که انگلیسی می‌خواندند،بیرون از کلاس بودند و خود آقای آمیغی به ان‌ها درس می‌داد. من وقتی به ایرانشهر رفتم،دیگر از بابت کاغذ و مرکب ناراحت نبودم،زیرا آقای آمیغی آن‌چه لازم بود به من داد. زرتشتیان،سنتی داشتند به نام«گاهنبار»،کسانی که امکان داشتند،یک روز و به‌طور معمول عصر، در منزل خود را به روی همگان،اعم‌از زرتشتی و مسلمان و یهودی،باز می‌کردند و یا یک نان خانگی، به هر نفر می‌دادند و یا سفره می‌کشیدند و غذایی که اغلب آب‌گوشت بود،آماده می‌کردند. در این نامه،بعد از احوال پرسی،یادآوری کرده بود که،وقتی تو در ایرانشهر درس می‌خواندی،تا آن‌جا که مقدرمان بود،از کاغذ و مرکب و کتاب به تو کمک می‌کردیم. چرا دانشسرهای مقدماتی را در سراسر کشور بستند؟من دانشسرای‌ مقدماتی کرمان را تمام کردم و بعدها دانشکده‌ی علوم داشنگاه تهران و دانشسرای عالی را(که امروز دانشگاه تربیت معلم نام دارد)«دانشسراهای مقدماتی،در دوره‌ی دوساله‌ی خود،افراد را برای آموزگاری‌ در دبستان‌ها تربیت می‌کرد،به نظر من باید دانشسراهای مقدماتی را دوباره باز کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.