Skip to main content
فهرست مقالات

آندره برتون وسور رئالیسم:آزادی و طبیعت انسان

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 80 تا 81)

کلید واژه های ماشینی : زن، آندره برتون، رمله، ابوعثمان، صهیونیست، برتون وسور رئالیسم، سرش، سوررئالیسم، خیابان، سرباز، شهر، شعر، داستان، همسرش، زندگی، مادرم، طور، عشق، مردم، سرباز صهیونیست زن، زندگی و آثار غسان، آثار، نگاهم، حال صهیونیست زن، غسان کنفانی، زیبا، مردم می‌گفتند ابوعثمان، جهان، آندره برتون و سوررئالیسم، میان زنان تسلیم‌شده دستهایش

خلاصه ماشینی: "و مادرم که مرا در آن حالت زیر آفتاب‌ شدید آن فصل می‌دید حرص و جوش‌ می‌خورد و می‌خواست ما را زیر سایه‌ خود قرار دهد،تا اینکه یکی از صهیونیست‌ها متوجه رفتار او شد و به‌ طرف من آمد و دست مرا با خشونت‌ تمام کنار زد و وادارم ساخت در آن‌ خیابان خاکی روی یک پا بایستم‌ دستهایم را روی سرم بگذارم. در همان لحظه یکی از نگهبانان‌ صهیونیست که در حال پاس دادن بود، روبه‌رویم قرار گرفت و مانع دید من از صحنه شد؛اما در یک دقیقه صدای تک‌ تک گلوله را شنیدم و در این هنگام‌ توانستم صورت پر از رعب و ناامیدی‌ ابوعثمان را ببینم،همین طور فاطمه را آندره برتون‌ و سوررئالیسم: آزادی و طبیعت انسان ژان مارک دوپویی/علی عصری گر چه آندره برتون خود،واژهء «سوررئالیسم»را ابداع نکرد،با این‌ وجود بدون او سوررئالیسم واژه‌ای بیش‌ نبود. با این حال من نیز به او لبخند زدم و برای‌بار دیگر آرزو کردم ای کاش می‌توانستم‌ به طرفش بدوم و به او بگویم با سیلی‌هایی که خوردم طوری نشدم، جای نگرانی نیست و ملتمسانه از او بخواهم که نگرید و همان گونه باشد که‌ چند لحظه پیش ابوعثمان بود و خود را جای او بگذارد. هنگامی که روبه‌رویم رسید به‌ گونه‌ای مرا نگریست که گویی نخستین‌ بار است که از کنارم می‌گذرد و مرا می‌بیند که وسط خیابان زیر خورشید سوزان‌ تابستان خاک آلوده و خیس از عرق با لب و لوچه آویزان و زخمی که خون بر آن خشک شده بود ایستاده بودم."

صفحه:
از 80 تا 81