Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

گزارشگر:

(5 صفحه - از 264 تا 268)

کلید واژه های ماشینی : مادر، زرتشتیان، زن، شهر، شهریار، هندوانه، دروازه، دختر، ویرانه‌های، امتحان

خلاصه ماشینی:

"بعد از چند روز که در بیابان سر می‌کنند، وقتی که افغان‌ها می‌روند، یک‌دیگر را پیدا می‌کنند و گرسنه و تشنه در دروازه‌ی شمالی شهر جمع می‌شوند و از مردم می‌خواهند، به آن‌ها کمک کنند. وقتی که ما خانه‌دار بودیم و روی یک زمین نزدیک به صد متر مربعی، خانه‌ای حقیر داشتیم، هنوز در کنار دیوارهای اتاق‌ها و یا جاهای دیگر، جاهایی برای پنهان‌کاری درست نشده بود، اگرچه آن‌چه با ارزش در اختیار ما بود، تنها چند کاسه و بشقاب مسی بود که هرچند یک‌بار به«سفیدگری»می‌دادیم تا آن‌ها را«سفید»کنند. خواهرم«اختر»هم برای ما خیلی فداکاری کرد، خودش نتوانست بیش از سه سال اول دبیرستان، درس خود را ادامه دهد یادم است همیشه، حتا پس از ازدواج خود، پشتیبان خانواده بود و تمام همت خود را، باوجود فقر مالی، به کار می‌برد تا ما راحت‌تر باشیم. من در کار تحصیلی فرزندانم و این‌که چرا درس خود را می‌خوانند و یا چگونه می‌خوانند، دخالت نکرده‌ام، ولی مادرشان مراقب آن‌ها بوده است. برای نمونه پسر بزرگم شهریار، همیشه مواظب بود درس‌های خود را همراه با سال تحصیلی یاد بگیرد و موقع امتحان به تقریب خود را بی‌کار احساس می‌کرد: -گویا پس‌فردا امتحان فیزیک داری، آن‌وقت می‌خواهی امروز عصر بروی سینما؟ -درس تازه‌ای ندارم؛فیزیک را به موقع خودش مانند درس‌های دیگر یاد گرفته‌ام، حالا زمان‌ استراحت است. من تلاش کردم که او در زبان انگلیسی پیش برود، حتا چند روزی به کلاس رفت، ولی خیلی زود از آن دست کشید و اکنون هم، با این‌که دیگرانی با مهربانی بیش‌تر هستند، نمی‌توانم همکاری نزدیک بیش از ده ساله‌ی او را از یاد ببرم و نگران کار آینده‌ی او"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.