Skip to main content
فهرست مقالات

نوواژه های محمد خلیلی

نویسنده:

(15 صفحه - از 333 تا 347)

کلید واژه های ماشینی : اسم، ترکیب، صفت، ترکیب اضافی مقلوب، مرکب، باد، آتش، اسم مرکب، اسم مکان مرکب، خنده‌ی

خلاصه ماشینی:

"6-شراره‌زار(اسم مکان مرکب، برساخته از اسم+پسوند مکان، دال بر انبوهی و فراوانی)، به معنای جایی که از آن شراره‌های آتش به فراوانی جستن می‌گیرد؛برگرفته از شعر«نامه‌ی پنجم»؛همان دفتر: آیا تو از فراز کوهه‌ی سختی بر این زمانه‌ی دشوار می‌وزی و پنجه می‌فکنی بر شراره‌زار شفق؟ 7-آتشباران 1 (اسم مرکب مقلوب، ترکیب یافته از آتش+باران)، به معنای باران آتش، ریزش باران‌آسای آتش؛از شعر«از کارخانه‌ها 4»؛همان دفتر: بگذار تا فصول سبز ملایم ار کوچه بگذرد و سیل سرخ گونه‌ی آتشباران از راه در رسد آن‌گاه، من تا چشمه‌های خونی خورشید بر شوم. اگرچه بستن اندام‌های جانوران در زبان فارسی پرپیشینه است، اما این نگارنده کاربرد شعر«راه بلند رنج»؛همان دفتر: بال تو بود که از شهپران شکست تو، ای پرنده‌ی توفانی؟ 10-گلخند(ترکیب اضافی مقلوب مخفف-گل خنده)، به معنای خنده‌ای چون خنده‌ی گل، خنده‌ی شکفته و زیبا؛از شعر«دو گام به پس»؛همان دفتر: سبز لطیف سمن‌زاران را سرخ بدیع میوه‌زاران را گلخند تاک را برگرده‌های خاک می‌افشانیم. 19-شوراشور(قید مرکب، برساخته از اسم+الف میانوند-دال بر استمرار+اسم)، به معنای غوغای مستمر، شیدایی و خلجان فراوان و پی‌گیر؛همان شعر؛همان دفتر؛ [برای کاربرد دیگر این مدخل نک:مدخل‌های شماره‌ی 18 و 37]. 22-تلخه‌زار(اسم مکان مرکب، ترکیب یافته از اسم مرکب+پسوند مکان-دال بر انبوهی و فراوانی)، به معنای خاکی که هرچه در آن روید، تلخ است؛همان شعر؛همان دفتر: شطی در ارغوان خیال و خونی به تلخه‌زار 23-تلخا(اسم معنی مرکب، برساخته از صفت+ا)، به معنای هرآن‌چه تلخ باشد؛از شعر«تلخای سرد این کبودی»؛همان دفتر: تلخای سرد این کبودی برای سپیدی است که زندانی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.