Skip to main content
فهرست مقالات

در سینه ام بایاتی نابی شکفته است عمران کجاست؟!

نویسنده:

(9 صفحه - از 16 تا 24)

کلید واژه های ماشینی : عمران، شعر، هنری، شعر عمران، مردم آذربایجان دل عمران، خنده، عمران صلاحی، جان مایه‌ی اشعار عمران، آذربایجان، شعر فولکوریک مردم آذربایجان دل

خلاصه ماشینی:

"او،با صفایش،با خنده‌هایش،اندوه را و تاریکی‌ را حتا مرگ را نیز تا آن سوی نگاه می‌تاراند و صفایش را چون رنگین‌کمانی چتر می‌کرد تا تو از زیر تاقش بگذری و با شعر و هنر درآمیزی و به انسان بودنت ببالی: آیینه‌ای‌ خاطره‌هایش را مرور می‌کند باغی‌ در خوشه‌ی انگور عبور می‌کند قندیلی‌ کوچه را پر از نور می‌کنی کلمات از رفتار باز می‌مانند اشارات و اشیا به رقص برمی‌خیزند! مادرم مثل بهار گوشه‌ی پارچه گل می‌سازد نخ گل‌دوزی او کوتاه است‌ مادرم می‌ترسد غنچه‌ها وا نشوند از این منظر،مردمی بودن زیبنده و برازنده‌ی اشعار عمران است. به این دلیل جوهره و جان مایه‌ی اشعار عمران بی‌شایبه‌ی تفسیر و تعبیرهای عالمانه و ادیبانه به دل و سینه‌ی مردم جاری و ساری می‌شود... اما رفته‌رفته،با پخته‌تر و با تجربه‌تر شدنش،و با تامل و تعمقش در هستی و انسان و بودن،عاطفه‌هایش را می‌پالاید به آن‌ها عمق می‌بخشید و از این رهگذر زیبایی‌شناسی شعرش نیز دست خوش دگرگونی‌ می‌شود. عمران در این محیط نشو و نما یافت و هنر و شخصیتش شکل گرفت و خود نیز به یکی از تاثیرگذاران فرهنگی‌ جامعه‌ی ایران بدل شد. او با بسیاری سرشناس‌ترین و تاثیرگذارترین شخصیت‌های هنری ایران نشست و برخاست داشت:افرادی،با منش‌ها و بینش‌های متفاوت و با مشرب‌های فکری گوناگون‌ و گاه متضاد اما عمران با شخصیت منحصر به فردش توانسته بود دایره‌ی بودن را فراخ‌تر کرده و انسانی‌ترین و آزاد منشانه‌ترین جوهره‌ی هر بینش و نگرش را شناسایی کرده و با آن‌ها همساز شود. عمران در اوج شکوفایی هنری،غرق در زلالی خویش بود و می‌سرود:حالم چقدر خوب است‌ دنیا را دنیاتر می‌بینم‌ زیبا را زیباتر گل‌ها را گل‌هاتر با آوازی از این دست،این«درنای»خوش‌آواز ما بر فراز بام‌های شرق،تا اوج‌ عاشقانه‌ی آوازش پرواز کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.