Skip to main content
فهرست مقالات

حلقه ماه

نویسنده:

(2 صفحه - از 44 تا 45)

خلاصه ماشینی:

"همانگونه که با سرعت همراه مرد راه می‌رفت زمزمه کرد: -تو همسر منی و ما تازه ازدواج کرده‌ایم. لحظه‌ای مکث کرد و گفت: -باشه!ما دو ماه است ازدواج کرده‌ایم. یادت می‌مونه؟ زن که نزدیک بود سکندری برود بی‌آنکه از سرعتش بکاهد خودش را جمع‌وجور کرد و با خوشحالی گفت: -ها!ها! زن باز هم با گوشه روسری‌اش عرق چهره‌اش را خشک کرد: -ها!ها!پدرم دارد می‌میرد!ما با هم رفته بودیم به برادر من سر بزنیم و... بعد به زن نگاه کرد و همزمان با پرسش مردان مسلح گفت: -همسرم است:اسمش حلقه ماه است. مرد بی‌آنکه به حرفهای زن توجه کند ادامه داد: -صدای گلوله‌ها را می‌شنوی؟!خیلی‌ها کشته شده‌اند. زن قدری از زمین فاصله گرفت و خواست بلند شود که مرد با لحن ملایمی گفت: -بخواب!صدای گلوله‌ها را نمی‌شنوی! مرد داد زد: -من شوهر تو هستم!گل‌نظر،تو حلقه ماه همسر منی!ما دو ماه است ازدواج کرده‌ایم."

صفحه:
از 44 تا 45