Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ها

نویسنده:

(2 صفحه - از 58 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"9 این حساب نجومی با آنچه که بیرجندی از بهینار شاگرد پورسینا نقل کرده است نیز درست و برابر می‌باشد10،اما اینکه برخی از تاریخ نگاران زردشت را شاگرد فیثاغورث یا اقلیدس شمرده‌اند برای آن هیچ سند و مدرک تاریخی در دست نیست و این پندار پس از اسلام پدید آمده است که فیلسوفان اسلامی دربارۀ فلسفۀ یونان به گفتگو پرداختند و از همگونی و هماهنگی میان فلسفۀ یونان با اندیشه‌های مزدایی ایران زمین چنین پنداشته‌اند که سیر فلسفه از سوی یونان به ایران بوده است،در حالی که بر پایۀ منبع‌های قدیم ایرانی می‌دانیم که افلاطون در خوارزم دانش آموخته و دانش ایرانی را با خود بدان سرزمین برده است و آنچه را که امروز«مثل افلاطون»می‌نامند در حقیقت پوسته‌ای است که افلاطون از عرفان مزدیسنی گرفته و به فیلسوفان یونان سپرده است. کثیر بن زیاد رحمة الله می‌گفته است در مسجد دوست کرانیسی به دشتک مرقد پیغامبریست و من در بعضی اوقات نور می‌دیدم که از آن زاویه ساطع می‌شد یعنی از زیر مناره و در برخی روایتها آمده است بدان هنگام که پیامبر بر بال نهصد و نود و نه هزار فرشته از معراج باز می‌گشت در آسمان بلخ به فریشتگان فرمود:فرود آیید تا تربت ابراهیم را زیارت کنیم»روش است پیامبری که از بلخ بر خاسته و به دربار گشتاسب رسیده و در تل و شتاسب که امروز به نام«سر تل»نام آور است در آغوش خاک خفته کسی جز زردشت نیست و نام شهر مزار شریف نیز در پیوند با این نکته شایان نگرش بسیار است،15چنین است که زردشت بت شکن را ابراهیم بت شکن خوانده‌اند چرا که زردشت دیویسنی یعنی پندارگرایی و پرستش بتهای ذهنی را که بشر برای خود ساخته بود و آنها را حقیقت می‌پنداشت شکست و به جای آن مزدیسنی و اندیشوری و خردگرایی و دانش پروری را نهاد..."

صفحه:
از 58 تا 59