Skip to main content
فهرست مقالات

فتاة القیروان یا تاریخ لمیاء

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : جوهر، لمیاء، لمیا، خلافت، حمدون، دختر، زنان، ابو عبد الله، یاران ابو عبد الله، امیر حمدون

خلاصه ماشینی:

"پیغمبر یکیست،خلیفه و وصی او نیز یکی-خلیفه گفت تا کی آنها را واگذاریم گرد ظلم و جور گردیده و در ریاست باطله خود بیایند؟ جوهر بزودی پاسخ داد-تا آن زمان که امیر المؤمنین امر کند- خلیفه را این جواب که دلالت بر ثبات و استقامت جوهر در راه یاری‌ علویین داشت زیاده از حد پسند آمد و از خوشحالی رخسارش گلگون‌ گردید و چون نور ماه بر چهره‌اش افتاده بود جوهر از تفریح خاطر او آگاه شد و علائم شادی را در رخسار خلفه مشاهده کرد-خلیفه‌ گفت-برکت یابی ایجوهر!!همین را از تو امیدوار بودم اکنون‌ بدان که سالها است اینفکر در خاطر من جولان دارد و در این امر مردد بودم و استفسار حال از منجمین و ستاره شناسان مینمودم و کسی‌ را از اینواقعه تاکنون مخبر نکرده‌ام-لکن امشب خواستم با تو این راز را درمیان نهم و می‌پنداشتم که تو را از این پرسش شگفتی دست دهد ولی برخلاف پندار تو را در اینگونه امور از خویش بینا تر یافتم اکنون تو یگانه کسی هستی که این راز دریافتی اینک بگوی‌ در اینباب تو را رأی چگونه باشد؟جوهر گفت من جز چاکری بیش‌ نباشم رأی چاکران چه بکار آید؟آنچه بر چاکر لازم است اطاعت‌ است و بس-سوگند یاد میکنم اگر چنانچه مرا بفرمائی یگتنه با تمام‌ اهل زمین جنگ در اندازم همانا سر بر نتابم و یقین بفتح و نصرت نیز دارم چرا که مرا عقیده آنستکه تیغ از پی حق میزنم خواجه روحم‌ نه مملوک تنم-خلیفه گفت-خدایت رحمت کناد که قائدی دلیر و دوستی واقعی میباشی اکنون آنچه میان ما گذشت پوشیده دار چه‌ هر امری را وقتی معین است و اینک رای خود را درباره امراء لشگر ظاهر ساز-جوهر گفت بزرگان لشگر ما مردمانی نیک‌اند خصوصا سرداران قبیله کتامه که اعتماد من بانها بیش از دیگران است و چنان‌ دانم که از بذل جان در راه خلیفه دریغ نداشته و از اطاعت امیر المؤمنین‌ سر نخواهد تافت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.