Skip to main content
فهرست مقالات

تاریخ لمیا

نویسنده:

(8 صفحه - از 409 تا 416)

کلید واژه های ماشینی : ابو حامد، اسب، غار، مقصد ابو حامد کوهی، جادوگر، کوه، ابو حامد بر فراز اسب، ابو حامد دهنهء ویرا، حمدون، ابو حامد تحیت ویرا

خلاصه ماشینی: "پس از دیر زمانی بخود باز امده اندام را اصلاح نموده و بآرامی و وقار سابق برگشت و بغلام خود فرمان داد تا اسب وی را زین زده حاضر نماید آفتاب در وسط آسمان میدرخشید ابو حامد برفراز اسب برامده و غلامش‌ پیاده در رکاب وی راه می‌پیمود و چون اغلب اوقات برای ورزش و ریاضات جسمیه‌ بسواری میپرداخت کسیرا در حق وی گمانی نبود چون اندکی از لشگر جای دور شد غلام خود را باز گردانیده و از او بسی مطمئن بودید ینجهة در اختفای امور خود باو هیچگاه سفارشی نمی‌نمود و این مرتبه هم نیز سفارشی نکرد چه غلام میدانست اموریکه آقایش بدانها اقدام‌ میکند و نیز سایر حرکات و سکنات او را بدیگری نباید بروز دهد ابو حامد اسب را بتاخت و در صحرای بی‌پایان راه همی برید گرمی افتاب‌ شدت نموده و اشعه خورشید از زیر ریگهای بیابان برفراز رفته یک لمعان و التهاب‌ مضطربی را نمایش میداد ابو حامد چشم بر افق دوخته داشت و میخواست کوهی‌ که مقصودش است ببیند لکن سراب او را از دیدار کوه مذکور مانع شده و در عوض‌ مناظر عجیبهء مدهشه را بنظر وی میرسانید!!!مقصد ابو حامد کوهی مخروطی‌ شکل بود که در میان جبال هم‌جوارش سربلندی و تبختری بدیع داشت و همی‌ خواست نقطهء توجه خود را مشاهده کند لکن سراب در مقابل چشمش دریاچهء آبی را نمایش میداد که گوئی درختان بسیار در گردش قد افراخته و سایه و عکس انها وارونه در میان اب افتاده و چنان بنظرش میامد که قایقهای کوچک‌ چندی نیز در روی اب دریاچه بحرکت و شناوری مشغولند ابو حامد را زمانی این‌ مناظر غریبه بخود مشغول و چنان می‌پنداشت که در دیو لاخی گرفتار و خیالات‌ نیش غولی او را احاطه نموده است باری پس از زمانی راه‌پیمائی بکوه مقصود رسید کوه مذکور از گیاه خالی و غار و شکافی بی‌اندازه داشت که در دیگر کوهها بدان‌ اندازه مغارات دیده نمیشد-!ابو حامد راه باریکی پرپیچ‌وخم را پیش گرفته‌ و چون عبور از آن بینهایت صعب مینمود بوسیلهء مهمیز اسب خود را رانده و سرا همیرفت راه مذکور بدور کوه می‌پیچید و جز صدای سم صهیل اسبش اوازی‌ دیگر مسموع نمیشد پس از لختی راه بسرا شیب میل کرده و متدرجا ابو حامد در بیابانی ریک‌زار و مسطح وارد شد که هیچگونه اثار ابادی در ان مرئی نبود وی‌ با سرعت بحرکت پرداخت و گاهی بعقب سر مینگریست که مبادا کسی او را تعاقب‌ کرده باشد-!ایا بکجا میرفت؟و مقصدش چه نقطه بود؟همیرفت تا بدیگر کوه‌ رسید که مغارهء بزرک در ان پیدا بود این غار را تخته سنکی بود که بمنزلهء در او بشمار میرفت و با کمال مهارت حجاری شده بود ابو حامد بطور مخصوصی‌ سرفه کرده و از انتهای غار بهمان‌گونه صدائی او را جواب داد سپس اسب خود را بدرون غار رانده و ایستاد..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.