Skip to main content
فهرست مقالات

واقعیت، ریشه آفرینش اثر هنری

مصاحبه شونده:

(20 صفحه - از 42 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"بر همین اساسی که ما هنرمند را در این‌ جایگاه می‌بینیم که بین غیب و شهادت ایستاده است‌ یعنی از یک طرف ذهنش در گیر آن مسایل ایده آلی‌ خودش است(البته در این مقطع از صحبت من بین آن‌ عده که ایده آل‌های الهی و غیر الهی دارند تمایزی نمی‌گذارم،مجموعه کسانی که یک‌ پیکاسو (به تصویر صفحه مراجعه شود) ایده آلی به عنوان وضع مطلوب در ذهنشان دارند را در نظر می‌گیریم)-و از طرف دیگر ذهنش در گیر آنچه‌ که هست. اگر ما بخواهیم سلسله مراتبی را شکل‌بدهیم-می‌توانیم حقایق،یک هم پائینتر واقعیتی را تصویر کنیم اگر در یک جامعه‌ای آن معنویت را حکمت والا وجود نداشته باشد،چون نیاز درونی به این‌ حرکت دارد به سوی هنرها پیش خواهد رفت هنرمند با اتکاء به فطرت خودش و با اتکاء به روح لطیفی که در او وجود دارد،بدون آنکه از راه منطقی معنویتی را درک‌ کرده باشد از راه احساسش یک ارتباط معنوی با عالم بر قرار می‌کند و این ارتباط را در آثارش ظاهر می‌کند. -شما شاید به نوعی هنر اشاره کنید،مثلا فرض‌ کنید ناتورالیسم سعی‌اش بر این بود که همه چیز را همانطور که هست بیان کند که اینچنین نمی‌تواند بشود و در تمام آثار هم مثلا وقتی یک مجموعه گل را در یک‌ کار ناتورالیستی می‌بینید باز یک حقیقتی را از گل بیان‌ می‌کند که ماورای آن سبد گلی است که الان دارد در این تابلو عنوان می‌شود. فقط درد پیدا شود و اجازه بدهیم تا مسیر خودش را طی کند و ابداعی‌ترین و زیباترین مسیرها را خود پیدا می‌کند،زیرا هر دردی یک‌ راه بیان دارد و اگر راههای موجود کلیشه‌ای را که الان از همانها استفاده می‌کنیم-برای بیان درد خودمان استفاده‌ بکنیم،در حقیقت از روشهای اجرایی که از درد ما به‌ وجود نیامده‌اند استفاده کرده ایم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.