Skip to main content
فهرست مقالات

چکامه

شاعر:

خلاصه ماشینی:

"تقدیس مادر و پدر و استاد تئلیت اقدس است در آئینم‌ یادش بخیر آنکه همی پرداخت‌ با علمهای خویش به تزئینم‌ در ژرف چاه این تن خاکی من‌ هرسو هزار فتنه همی بینم‌ کرده سپهر بی‌سر و سامانم‌ وز خار و خاره بستر و بالینم‌ در دم هزار و عشق بسر باری‌ من زیر بار بارهء1سنگینم‌ هردرد راست چاره و ناچاری‌ مر عشق راست چاره در آئینم‌ جز عشق نیست در دل شیدایم‌ جز مهر یار کیش و ره و دینم‌ مجبورم اندرین و نه مختارم‌ این بوده درس مدرس و تلقینم‌ اندر الست بسته‌ام این پیمان‌ من پای بند عهدهء پیشینم‌ ماشوب دل بعشوه دو چندانم‌ ما زار جان بغمزه دوچندینم‌ مفتون آن دو دیدهء فتانم‌ ای نازنین چه حاجت تفتینم‌2 هان آفرین بگوی و ستایش کن‌ ناصح مرا چه درخور نفرینم‌ شب تا سحر چو مردم اخترگر3 بیدار مانده همدم پروینم‌ همچون شهاب ثاقب یزدانی‌ شبها بفکر رحم شیاطینم‌4 با جبرئیل همدم و همخوانم‌ جز با ملک نباشم و ننشینم‌ بگزیده‌ام بتخت مناعت جا باز سپید دست سلاطینم‌ در عرصه گر پیاده مرا بینی‌ با چشم دل نگر که چو فرزینم‌5 من خسرو جهان هنر هستم‌ اینک نگر بشعر و دواوینم‌6 (1)-باره حصار و قلعه."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.