Skip to main content
فهرست مقالات

مرد تشنه

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : گیلاس آبجو، بیماری، آب، پزشک، روده‌ها، قیافه، دهان، دستکشهای، سبیلهای، کلاه، معده، چهره، مرد تشنه، گیلاس آبجو نشست، کلاه و گیلاس آبجو، ترس، آن‌وقت، گیلاس چشم، آب دهانش، ترس بیماری، آدمک چوبی، سبیلهای پرپشتش، دهان خشکیده‌اش باز، سر معالجه معده، رفت گیلاس، بازی روده‌هایش، سبیلهای انبوهش، دستکشهای مرموز و کلاه، روبرو میشدم سر، چهره به قیافه

خلاصه ماشینی: "میزی انتخاب میکرد و آنوقت مثل یک کیسه استخوان روی یک صندلی قرار میگرفت‌ پالتویش را هرگز از خود جدا نمیکرد-شاید برای محافظت از استخوانهای نازک و دردناک تهیگاهش ولی چرا کلاهش را برنمیداشت؟ از این گذشته چرا در آن گرمای تابستان دستکشهای چرمی بدست می‌کرد و هیچگاه آنها را درنمی‌آورد؟دستکشهائی که چنان بدستهایش چسبیده بودند که گوئی‌ جزئی جداناشدنی از ساختمان بدنش بودند راستی چرا آنها را از خود جدا نمی‌کرد آیا بیماری جذام داشت؟ تک‌وتنها. ابتدا مات و انگشت‌بدهان ماند بعد خود را باخت آنوقت موذی و شیطان شد و خود را با اهمیت احساس کرد و جدی و عصبانی‌ شد و آنوقت بود که برای مهار کردن این معده یاغی و سرکش دیگرنه داروئی ماند که‌ بکار نرفته باشد و نه رژیم غذائی پزشکان در رژیم و دستورات غذائی خود آنقدر از مقدار خوراک او کاستند که معده رفته‌رفته خود را خورد و کاملا تحلیل رفت و روده‌ها همچون‌ روده‌های یک نوزاد باریک و ضعیف شدند. سالهای دراز مثل نوزادی شیرخوار محکوم شده بود تا فقط با شیر تغذیه بکند بطوری‌که در پس سبیلهای انبوه و پرپشتش لبها و قیافه کودک بی‌گناه بچشم میخورد و تنها وقتی میخواست برای بیان کلمه‌ئی دهانش را باز کند قیافه‌اش پرچین میشد و تغییر می‌کرد. وقتی دست میداد دوست‌داشتنی میشد و بی‌اندازه مبادی آداب بود و برای آنکه پیش هرکس خوشایند جلوه کند. «یکبار که پس از اجابت اسهال‌خونی و نیمساعت بیهوشی آرام در جای خود نشسته بود برای آنکه به ترسها و وحشتهای خود جنبه واقعی بدهد با لکنت‌ گفت«بالاخره روزی لاشه مرده مرا توی کوچه‌ها پیدا خواهید کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.