Skip to main content
فهرست مقالات

دانش گیلانی (2)

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"پریشان شدم باز از زلف یاری‌ بتی آهنین دل مهی گلعذاری‌ مهی که شه حسن بر گرد رویش‌ بنا کرده از مشک محکم حصاری‌ که دل را نباشد در آن حلقه دیگر نه دست ستیزی به پای قراری‌ می‌لاله‌گون با چنین لاله‌روئی‌ همان به که نوشیم در لاله‌زاری‌ گذشت آنکه با ما سر جنک بودش‌ کنون اهل یاری شد و غمگساری‌ میان من و یار صلح است زین بس‌ نشستیم و دادیم باهم قراری‌ کزو ذوق و شادی ز ما انده و غم‌ ازو دل ربودن ز ما جان‌سپاری‌ ازو زلف پر خم ز ما حال درهم‌ ازو لاله‌گون رخ ز ما داغداری‌ ازو خالکی کنج لب همچو عنبر ز ما سینه‌ای همچو عود قهاری‌ از آن مه میانی به باریکی مو یکی کوه غم زان ماه در کناری‌ ازو نرگس مست جادو فریبی‌ ز ما چشم گریان چو ابر بهاری‌ ازو قامتی همچو سرو گلستان‌ ز ما دیده‌ای هم‌چنان جویباری شرم از باری دو النون مصری را پرسیدند که:پروردگار خود را بچه شناختی؟ گفت:بدان شناختم که هرگاه قصد معصیتی خواستم کرد جلال و عظمت‌ الهی را یاد میکردم و صفت حیا در من پدید میآمد و از وی شرم میداشتم و آنرا میگذاشتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.