Skip to main content
فهرست مقالات

نه، این قصه را دوست ندارم

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"شمسی نفیسی دبیر ادبیات نه،این قصه را دوست دارم گفتم،بیا برایت قصه بگویم،قصهء تاجی مرصع که بر فرق شاهزاده خانمی‌ زیبا نشسته و در میان ابریشم تا بدار گیسویش جلوه‌ها می‌فروخت،تاجی که تلالوء و درخشندگی نگین‌های آن در مهمانیهای مجلل شاهانه در زیر پرتو لرزان شمع‌ها و در برابر نور درخشان چلچراغها بشاهزاده خانم کوچک جمال و ابهت فرشتگان و صفا و دلفریبی پریان می‌بخشید. باز گفت نه،این قصه را هم دوست ندارم گفتم،پس بیا برایت قصه زنجیر سیمین خوشبختی را بگویم،زنجیری که در سفیدی با نور مات و رنگ‌یریدهء مهتاب‌ و در ظرافت با گلبرگهای لطیف یاس برابری میکرد و دختر دریا آن‌را به پسرک ساحل‌ هدیه کرد پسرکی که در کرانهء دریا بدنبال گوش‌ماهی‌های سفید می‌دوید تا انبوهی‌ از آنها فراهم آورد و بپای دخترک همسایه و همبازی خود فرو ریزد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.