Skip to main content
فهرست مقالات

حکیم نظامی گنجوی

نویسنده:

(10 صفحه - از 145 تا 154)

خلاصه ماشینی:

"نکوهش یکی از دوستان خود را چنین در آغاز کتاب خسرو و شیرین‌ شرح میدهد: یگانه دوستی بودم خدائی‌ بصد دل کرده با جان آشنائی‌ تعصب را کمر در بسته چون شیر شده بر من سپر بر خصم شمشیر در دنیا بدانش بند کرده‌ ز دنیا دل بدین خرسند کرده‌ درآمد سر گرفته سر گرفته‌ عتابی سخت با من درگرفته‌ که احسنت ای جهاندار معانی‌ که در ملک سخن صاحبقرانی‌ پس از پنجاه چله در چهل سال‌ مزن پنجه در این حرف ورق‌مال‌ درین روزه چو هستی پای‌برجای‌ بمردار استخوانی روزه مگشای‌ فریب بت‌پرستان بفکن از مشت‌ فسونخوانی مکن چون زند زردشت‌ در توحید زن کاوازه داری‌ چرا رسم مغان را تازه داری‌ سخندانان دلت را مرده دانند اگرچه زندخوانان زنده خوانند نیز در آخر کتاب حمله و تعرض منکران و حسودان و نسبت دادن کفر و زندقه را بدو چنین شرح میدهد بسا منکر که آمد تیغ در مشت‌ مرا زد تیغ و شمع خویشرا کشت‌ چه باک از طعنه خاکی و آبی‌ که دارم درع زرین آفتابی‌ بگوشی جام تلخیها کنم نوش‌ بدیگر گوش دارم حلقه در گوش‌ من از دامن چو دریا ریخته در گریبانم ز سنگ طعنه‌ها پر دهان خلق شیرین از زبانم‌ چو زهر قاتل از تلخی دهانم نگاری اکدشست این نقش دمساز پدر هندو و مادر ترک طناز مسی پوشیده زیر کیمیائی‌ غلط گفتم که گنجی و اژدهائی‌ دری در ژرف دریائی نهاده‌ چراغی بر چلیپائی نهاده‌ تو در بر دار و دریا را رها کن‌ چراغ از قبله ترسا جدا کن‌ مبین کاتشگهی را رهنمونست‌ عبارت بین که طلق‌اندود چونست‌ عروسی بکر بین با تخت و با تاج‌ سر و بن بسته در توحید و معراج این ابیات خاصه دو بیت اخیر بخوبی نشان میدهند که نظامی تا چه‌ اندازه گرفتار تعرض حسودان و دشمنان و هدف تیر تکفیر مسلمانان بوده‌ و نیز آشکار میسازند که سبب ساختن توحید و معارج در اول و آخر کتاب‌ چه علت داشته است از زند و زردشت همه‌جا با احترام نام برده چنانکه در هفت‌ پیکر گوید: دیر این نامه را چو زند مجوس‌ جلوه زان داده‌ام نهفت عروس نیز در خسرو و شیرین گوید: ز سوز عشق بهتر در جهان چیست‌ که بی او گل نخندید ابر نگریست‌ همان کبران که بر آتش نشستند ز عشق آفتاب آتش‌پرستند در آغاز خسرو و شیرین از عدل و داد پادشاهان ایران چنین ستایش میکند: سیاست بین که میکردند ازین پیش‌ نه با بیگانه با دردانه خویش‌ کجا آن عدل و آن انصاف سازی‌ که با فرزند ازین‌سان رفت بازی‌ جهان زاتش‌پرستی شد چنان گرم‌ که بادا زین مسلمانی ترا شرم‌ مسلمانیم ما او گبرنام است‌ گرین گبری مسلمانی کدام است اخلاق در پاکی اخلاق و عصمت و تقوی نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای‌ عالم نمیتوان پیدا کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.