Skip to main content
فهرست مقالات

نکته ها و سرگذشتهای خواندنی

نویسنده:

(4 صفحه - از 142 تا 145)

کلید واژه های ماشینی : ور، پوست، هندوانه، بهلول، لقمه حرام، خدا، زن، نجف، مأمون، شیخ‌بهایی، کرامت، ماه، شاه‌ولی، سید محمد حسین، لقمه نانی، مشکل، دیدم پوست، خدا درخواست، حل مشکل، آیةالله حجت، ماه حواله­ای از طرف پدرم، خدا روزیم، جیب خالی راه، خیمه درآمد و پوست، زن عربی از خیمه درآمد، پول چهار ماه، بیست سال، پدرم از تبریز، نه شیخ، سال جلوتر از دنیا

خلاصه ماشینی: "خدا به تو سلام میرساند علامه سید محمد حسین طباطبایی می­گوید: برای تحصیل به حوزه علمیه نجف رفتم و به خاطر شرافت و عزت خانوادگی، خود را به هیچ یک از مراجع تقلید نجف معرفی نکردم و برای اداره زندگی خویش، هر ماه حواله­ای از طرف پدرم از تبریز دریافت می­کردم. خدا به تو سلام میرساند و میفرماید: بیست سال است که تو را از خطر تهیدستی و غربت حفظ کردیم، باز هم وامانده نخواهی شد و مشکل تو در این هفته حل می­شود. با خود گفتم: اگر به راستی در این هفته مشکل حل شد، باید بپذیریم که این نوید غیبی است و عجیب اینکه دو روز بعد چند نفر از بازرگانان تبریز آمدند و پول چهار ماه را که پدرم فرستاده بود، آوردند. آیةالله حجت در جواب می­گوید: من از لطف و کرامت ایشان کمال تشکر را دارم، ولی اگر من به پول نیاز داشتم، از خود «کریم متعال» درخواست می­کنم، نه از شیخ عبدالکریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.