Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره (مرخصی تشویقی)

نویسنده:

(4 صفحه - از 125 تا 128)

خلاصه ماشینی:

"» در آن دو روزی که همه دوستان به مرخصی تشویقی رفته بودند و من نرفته بودم و همچنان در دلم خرده کدورتی داشتم، برادر روحانی فرمانده دسته، مهربانانه پیش من آمد و گفت: «نیمه شب امشب بیا نمازخانه با تو کاری دارم. یا رب بنما مرا دمی سوی نجات محتاج توام چه در حیات و چه ممات از جمله گناه من سراسر بگذر شرمنده مکن مرا به روز عرصات اینجا بود که متوجه شدم چرا فرمانده عزیز و حکیم و مخلص ما «برادر روحانی» همیشه تأکید می‌کرد که در جبهه‌ها باید علاوه بر مبارزه علیه کفار و دشمنان اسلام (جهاد اصغر) به فکر اصلاح خطاها و پاکسازی گناهان و مقابله علیه نفس اماره خویشتن (جهاد اکبر) نیز بود و من از اینکه این دو روز را به مرخصی تشویقی نرفته بودم، خوشحال شده، دلم آرام گرفت که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (1) و خدا را شکر کردم؛ چرا که در عوض آن، درس بزرگی را آموختم؛ درسی که سالیان سال راهنمای زندگیم خواهد بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.