Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از یک دارالمؤمنین

نویسنده:

(9 صفحه - از 103 تا 111)

کلید واژه های ماشینی : مدرسه، خدا، خوانسار، بچه‌های خوب مدرسه، تنبلی، شهر، خوب، دار المؤمنین، مسئولین مدرسه، دور

خلاصه ماشینی:

"اما امشب که داشتم به گلدسته‌های امامزاده سید صالح بیدهند نگاه می‌کردم (که چند تا چراغ سبز در آن روشن بود) یاد گلدسته‌های بزرگ و قشنگ و نورانی حضرت معصومه علیهاالسلام افتادم و دلم لرزید و گفتم حالا وقتش است. اما حالا که خودم مسئولیت تربیت یک عده طلبه را بر عهده دارم می‌فهمم، حالا که 7،8 سال از آن روزها می‌گذرد و من به یاد سعه صدر مسئولین مدرسه می‌افتم (انگار می‌گفتند: وقتی نوبت خودت شد خواهی دید که حق با چه کسی است) حالا می‌فهمم که آن روزها چه روزهای خوبی بود و ما چقدر نپخته بودیم. آیا می‌دانی در این دار المؤمنین هیچ مسجدی نماز صبح ندارد، مگر 2 تا؟ آیا می‌دانی از 111 ـ 110 مسجدی که هر 100 متر این شهر متدین را پر کرده، چند تای آن جوان دارد؟ اصلا در چند تای آن نماز (ولو یک وعده) برگزار می‌گردد؟ به تو می‌گویم: کمتر از 30 تا (البته باز هم خوشبینانه) نمی‌گویم همه شما راه بیافتید و بیایید خوانسار. من این گونه بودم، اما خدا (نمی‌دانم به چه خاطر) دست مرا گرفت و آورد به یک دار المؤمنین تا بگوید: حالا که در این راه آمدی بدان که وظیفه سنگینی داری، تنبلی بس است. برای من که گریه آور است و دلم به حال این دار المؤمنین می‌سوزد، اما برای شما شاید خنده آور باشد. اما با این اوصاف می‌دانم که این دار المؤمنین و دار المؤمنین‌های دیگر (چه رسد به مناطق دور افتاده از دین) چه نیازی به امثال ما دارند و اگر حرکت نکنیم، در آن دنیا باید پاسخگوی خدا، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، اهل بیت علیهم‌السلام و مردم باشیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.