Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: تدبیر اندوه

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : هندی، کوسوم، آب، هواپیما، مرد، آدم، دختر، عکس، پول، پدر و مادر

خلاصه ماشینی:

"صدهانفر از مردم توی مترو هستند که این اتفاق مستقیما روی آنها تأثیر گذاشته، مثل شما،و بعضی‌هاشان هم اصلا انگلیسی بلد نیستند. بعضی وقتها (به تصویر صفحه مراجعه شود) فهمیده‌بودن،به معنای آزادکردن یک اتوبوس‌ توریستی برای سفزی مثل این سفر ما به خلیج‌ است،بنابراین می‌توانیم تظاهر کنیم که ما عزیزانمان‌ را از میان شفافیت امواج،یا در شکل ابرهای توی‌ آسمان،می‌بینیم. من می‌گفتم‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) برای چه؟بعد از بیست سال و اندی ازدواج تو هنوز مدرکی برای‌ اثبات عشق من می‌خواهی؟ او عکس همسر و سه فرزند خود را شناخته است. آنها در جزیره خود این چیزها را می‌خواهند و اما شوهرم؟برای او شعری را که دیروز توی بیمارستان نوشتم به‌ درون آبهای شفاف آرام می‌اندازم. -می‌خواهی وقتی عکسها را نگاه می‌کنی،همراهت باشم؟ رانگاناتان این را می‌گوید و جلوتر از من به طرف گالری‌ عکس حرکت می‌کند. آنها اعتراض می‌کنند:«ویکرام هیچ‌وقت نمی‌خواست که همه‌ چیز را ول کنی به حال خودش!»آنها شوهر مرا به همان نامی‌ می‌خوانند که هنگام تولد روی او گذاشته بودند. چطور به جودیت تمپلتون بگویم که خانواده‌ام احاطه‌ام کرده‌ است،و اینکه مثل موجودات توی حماسه‌ها،شکل‌شان تغییر کرده؟ از نظر او من آدم آرامی هستم که شرایط را پذیرفته‌ام،اما از این‌ بابت نگران است که هیچ شغل و حرفه‌ای ندارم. هزاران‌ سخنگوی پنجابی،سیک،در تورنتو هستند که می‌توانند این کار را بهتر انجام بدهند و بنابراین به آن خانم پیر می‌گویم:«من هم‌ پسرها و شوهرم را در آن حادثه از دست دادم. » من در جهت نگاه جودیت سرم را تکان می‌دهم و به آنها به‌ زبان هندی می‌گویم:«او بابت چای از شما تشکر می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.