Skip to main content
فهرست مقالات

خاک گرانبها

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"آیا آن گل سرخ قلم‌زده از طلای سیاه شده را که بالای صلیب خانه‌ یک ماهیگیر پیر جای داشت،واقعا دیده بود،و یا داستان مربوط به‌ آن را که نمی‌توانست تعریفش کند،به راستی شنیده بود؟حال،که‌ شروع کرده بود که آن را برای سوزان نقل کند،حس کرد تقریبا مطمئن است که به راستی چشمش به این گل افتاده بود. سوزان کجا بود؟چه بر سرش آمده بود؟شامت می‌دانست که‌ پدرش بر اثر جراحاتی که برداشته بود جان سپرده و اکنون دختر، بزرگ شده است؟ غالبا به خود قول داده بود که به روئن خواهد رفت و او را پیدا خواهد کرد. اما سفرش را به تعویق انداخته بود و فکر کرد حالا دیگر برای رفتن خیلی دیر شده،و سوزان هم همه چیز را درباره او به‌ فراموشی سپرده است. سوزان چنان سراسیمه بود که‌ متوجه خود شده بود،از خجالت سرخ شد،و دستش را خطاکارانه به‌ سوی شامت گرفت. این نقشه پنهانی شامت بود که خاک جمع شده از مغازه‌ جواهرفروشان را الک کند؛به این امید که زمانی کمی طلا جمع‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) کند و بعد آن را برای سوزان به شکل یک گل سرخ زرین درآورد و او را خوشبخت کند. وقتی سرانجام گل سرخ زرین آماده گفت،شامت اطلاع پیدا کرد که سوزان سال پیش به آمریکا رفته است و دیگر به پاریس‌ باز نخواهد گشت. در نظر من داستان گل سرخ زرین شامت در ساختار،نماد و رمزی از ادبیات است و چون گل سرخ زرین این رفتگر پیر می‌رفت‌ که برای سوزان خوشبختی به ارمغان آورد،نوشته‌هایمان نیز باید بدین‌گونه باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.