Skip to main content
فهرست مقالات

حکایت نوشتن از زبان راوی (نقبی بر داستان نفس نوشته احمد شاکری)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : قوماندان، طالبان، راوی مظلوم داستانت، نقبی بر داستان نفس، راوی مظلوم داستان نفس، حکایت نوشتن از زبان راوی، سرهای، آمریکا، راوی داستانت، می‌کند قوماندان

خلاصه ماشینی: "تا اینکه بنشینم و بشمارم سرهای بریده را،تا 95 تا شود،و بعد بروم مینی را از میدانش بچینم و بیاورم و بیندازم و یا بگذارم زیر موتر قوماندان و هر روز بنشینم و پوتینهای خونین‌اش را روغنی کنم که‌ دوباره برود و پنج تای دیگر سر بیاورد تا تعداد سرها 100 تا شود،که‌ طالبان اینچنین جنایت کرد بر قوم تو و او آه کشید و از مزارشریف‌ خواست تا نجاتش دهد. راوی داستانت را می‌گویم،او که می‌دانست قوماندان تا چه حدی‌ یزید است؛او که می‌دید طالبان همان معاویه است،او که می‌دید در سپاه او عبید الله بن زیاد،عمر سعد،شمر ابن ذی الجوشن و... من از پسر کوچکش که همسن راوی داستان نفس توست،خیلی‌ خوشم می‌آید؛چون او را خیلی قدرتمند می‌بینم و ای کاش که او به‌ جای راوی داستانت بود تا حکایت می‌کرد با تمام ذرات تشکیل‌دهنده‌ وجودش به تو که من هرگز نمی‌گذارم قوماندان سرهای بریده‌اش به‌ تعداد انگشتان یک دستش برسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.