Skip to main content
فهرست مقالات

قصه یک رمان: درخت انجیر معابد نوشته احمد محمود

نویسنده:

(2 صفحه - از 26 تا 27)

خلاصه ماشینی:

"داستان از آنجا آغاز می‌شود که تاج الملوک-یکی از اعضای‌ این خانواده-درحال نقل مکان از خانه-باغ بسیار بزرگ اشرافی‌ سابقشان به دو اتاق تودرتو در یک عمارت کهنه‌ساز استیجاری‌ است. اسفندیار خان،در پنجاه و نه سالگی،در اثر ابتلا به سرطان‌ می‌میرد؛و هنوز چند ماهی بیش‌از مرگ او نگذشته است که‌ همسرش،با یکی از دستیاران جوان او به نام مهران ازدواج می‌کند. از این پس،روزشمار سقوط و زوال این خانوادهء سعادتمند و سرشناس، آغاز می‌شود: مهران که معتاد به تریاک است،ابتدا افسانه را به اعتیاد می‌کشاند،و سپس با فریب دادن او و توسل به حیله،تقریبا همهء ثروت خانواده را به نام خود می‌کند و صاحب می‌شود. مهران با هدف برداشتن موانع موجود از سر راه خود برای‌ تصاحب کامل دارایی این خانواده،مبلغی اندک را به‌عنوان سهم‌ ارث کیوان به نام وی می‌کند،و سپس به بهانهء تحصیل،او را،از همان دوران دانش‌آموزی،به فرانسه می‌فرستد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.