Skip to main content
فهرست مقالات

آنا

نویسنده:

(2 صفحه - از 49 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : آنا، زیتونی، لبهایش، پلکهایم، دختر، سفت، دودی، مامان، نگاهش، کمرم، صورتم، پلکهایم سفت، پله‌ها، آب، رنگ زیتونی چشمش، دودی‌ها می‌آید کنارم، بخار دهنش، شکمم تکان، چشمش گردگرد، چشمهایش زل، چشمهایش همان‌طور زل، پله‌ها دیدم نگاهم، قله شکمم، نگاهشان زیتونی، تخم چشمش، نمی‌پرسم بچه‌ام، فاصله پلکهایش، دستهایش سفت، نزدیکم و زل، دختر جان شیشه آب

خلاصه ماشینی: "باز می‌چرخد،انگار همه چیز توی دلم جمع می‌شود. آمد جلوتر،فاصله پلکهایش آنقدر زیاد بود که تخم چشمش‌ گردگرد دیده می‌شد. بعد توی خونه،بابا پرسید:آنا،اون دختره چه‌کارت داشت؟ گفتم:دوستم بود. لبهایش اصلا یادم‌ نیست،فقط نگاهش یادم است که سیخ زل می‌زد توی چشمهایم. بعد دولا می‌شود چیزی را از زمین برمی‌دارد،بعد پرده را کنار می‌زند و بیرون را نگاه می‌کند. اگر توی حیاط مدرسه بود و هوا سرد بود،اول آذر یا یک وقتی‌ که هوا سرد است. بعد که میخواهم داد بزنم و بگویم تا بفهمد،لبهایم به هم‌ سفت می‌شود و چسبیده،مثل توی خواب که میخواهی داد بزنی‌ «دزد»و نمی‌شود. نمی‌توانم تکان بخورم و شکمم انگار توی آب شناور مانده و معلق. یعنی پسر است یا دختر؟فقط آدم می‌دیدمش توی خواب دیدم،داشتم بچه را عوض می‌کردم. تا چند روز می‌ترسیدم برایش حرف بزنم؛ولی بعد باز همه چیز را برایش گفتم. پلکهایم را باز می‌کنم،همان دودی کم‌رنگ دارد رنگی می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.