Skip to main content
فهرست مقالات

خ

نویسنده:

(2 صفحه - از 62 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : فرهاد، بدنش، زمین، خاک، آب، کتاب، زیبا، گودال، فکر، نگاه

خلاصه ماشینی: "فرهاد هرچند وقت یکبار سرش را بلند می‌کرد و مستقیم به روبه‌رو-جای‌ که قفسهء کتابها قرار داشت-خیره می‌شد؛ اما او درحال مطالعه بود و این کار را درست‌ مانند زنی انجام می‌داد که مقداری زعفران‌ در کاسهء آب گرم ریخته باشد. می‌خواست جلوتر برود، ولی پاهایش جفت به زمین چسبیده بود، «خ»با خودش فکر کرد چه خوب می‌شد اگر می‌توانست دستهایش را بلند کند و چشمهایش را بمالد،شاید دیدگانش واضح‌تر ببیند و در این حال که دستانش مانند دو ستون سنگین از شانه‌هایش آویزان بودند، چشمهایش عکس‌العملی غیرعادی نشان‌ دادند. نیمتنهء آن پیکر جوان در آغوش فرهاد که اینک تقریبا پشت به«خ»کرده بود،گم‌ شدو وقتی پاهایش را از زمین بیرون کشید، انحنای ملایم خطوط بدنش همه چیز را به‌ «خ»فهماند و حتی یک لحظه فکر کرد که‌ سینه‌های لرزانش را هم دیده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.