Skip to main content
فهرست مقالات

کابوسهای یک زندگی خوب - گزارش جلسه نقد "زندگی خوب بود" نوشته حسن رحیم پور

گزارشگر:

(3 صفحه - از 66 تا 68)

خلاصه ماشینی:

"هنوز آثار جنگهای داخلی در کردستان از بین نرفته بود که جنگ تحمیلی آغاز شد و سرداران منطقه غرب به‌ جنوب عزیمت کردند ولی اسمی از ایشان برده نشده‌ 3lنویسنده با در کنار هم قرار دادن‌ وقایع و تصاویر شلوغ،ذهنیت‌ مخاطب خود را درگیر نمود،چنانچه احمد محمود نیز از صحنه‌های شلوغ، تصاویر فضایی و در هم و برهم‌ می‌ساخت و در این‌ امر مهارت خاصی‌ داشت نویسنده‌ انسانهایی را توصیف کرده که‌ مثل بقیه‌ می‌ترسیدند و حتی‌ یک‌بار به منطقه‌ نرفتند،ولی عده‌ای‌ بر وحشت خود غلبه‌ کردند و برای حفظ خاک وطن رفتند و جانبازیها کردند 1lزمان خوب‌ بودن زندگی از نظر نویسنده مشخص‌ نشده ولی اگر قصد وی قبل از انقلاب و جنگ باشد،ضد جنگ‌ است. از اینرو می‌گفت که اینجا جای من نیست:در چهرهء حمید بسیار حمیدها دیدم:(در صفحه 60») مهدوی یگانه پس از تفسیر این جمله رو به نویسنده‌ گفت:«حمید داشت فرار می‌کرد که کشته شد و شما این‌ 3lمسئله را به تعداد زیادی از رزمندگان تعمیم می‌دهید که‌ افرادی گریزان از جبهه بودند و به اقتضای برخی شرایط در آن منطقه حضور داشتند!گرچه اقرار می‌کنم که‌ جنبه‌های مثبت کتاب نیز تأثیرگذار است و واقعیت را بیان کرده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.