Skip to main content
فهرست مقالات

آنا کنون

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 26 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : استندل، داستان، آنا کنون، دختر، سیگار، مارک، میهمانخانه، اتاق کار، استندل در اتاق کارش، مرد دیوانه

خلاصه ماشینی:

"» استندل انگشت مربوطش را به روی میز گذاشت و به جای‌ یک‌سر،عکس موشی را با یک گل ترسیم کرد و گفت:«من آن‌ داستان خوفناک را درباره یک مرد دیوانه در ذهن خودم دارم. به‌ عنوان صفحه نگاه می‌کنم،چه می‌بینم؟» بعد اثر مرطوب انگشتی را به روی دفتر مشق ترسیم کرد و گفت:«اتاق انتظار،داستان کوچکی درباره قطارها توسط میس آنا کنون،درباره کلبهء باتم همپشیل (Bottom Hempshil) ،ممکن‌ است درباره ژولیوس سزار نمایشنامه کوتاهی درباره رم اثر ویلیام‌ شکسپیر بگوییم،من آن را دوست ندارم. استندل از شادمانی صدایی از خود برآورد،به روی پلکان‌ خاک آلود نشست و به دختر نگاه کرد و گفت:«آنا کنون چطور آن‌ را نوشتید؟» دختر که آماده نزاع بود،گفت:«به شما چه ربطی دارد؟» -عزیزم،شما آن را برای من فرستادید. » استندل مقداری از موهایش را به روی یک چشمش کشید و بر دلربایی خود افزود و گفت:«چه سیب زمینیهای زیبایی مگر نه؟ شما خیلی جوانید که سیگار بکشید؟» -بله؟مردم همیشه همه چیز را به سردبیران خود می‌گویند؛ اکنون آنا کنون بگویید چگونه این داستان را نوشتید؟» سکوت دیگر حکمفرما شد. سرانجام با صدایی صاف گفت:«من این داستان را در خواب‌ دیدم!» استندل ناهار نخورده بود؛با لذت به سیب زمینی‌ها نگریست‌ و گفت:«دختر،می‌فهمم که ممکن است فکر داستانتان در خواب‌ و رویا به مغزتان رسوخ کرده باشد،اما می‌بخشید که باز هم گستاخ‌ شده‌ام-آیا ممکن است در خواب و رویا هم فهمیده باشید که چگونه‌ آن را بنویسید؟» آنا گفت:«من ان را چون داستانی در خواب و رویا دیدم‌ «همه‌اش نوشته شده بود». در کوپهء خالی،پوتین چپ خود را درآورد و پایش را به‌ روی نیمکت گذاشت؛با چشمانی نیمه بسته به عقب تکیه داد و به‌ داستان هراسناک آنا اندیشید،به داستان مرد دیوانه‌ای فکر کرد که‌ مردی را در اتاق انتظار کشته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.