Skip to main content
فهرست مقالات

دیوار

نویسنده:

(2 صفحه - از 46 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : گل‌آقا، همسایه‌ها، دزد، کوچه، مادر، خواهر، یونس، خبر، محله، صحبتهای

خلاصه ماشینی: "چند دقیقه بعد خواهرم وارد خانه شد و از مادر پرسید:امروز چه خبر؟ مادر گفت:تو بیرون بودی،از من می‌پرسی؟ خبر خاصی نیست فقط گل آقا به تک‌تک‌ همسایه‌ها اعلام کرده امروز عصر جایی نروند، کارشان دارم. پدرم از سر کار برگشت و خواهر به کنار او رفت:آقا جان روزنامه‌ برایم نخریدی؟ پدر سرش را تکان داد و گفت:چه خبره،با این همه مخارج زندگی،روزنامه چه دردی از ما دوا می‌کند؟خواهر اخم کرد و گفت:ای بابا از خانه‌ که نمی‌توانم بیرون بروم،تلویزیون هم به این‌ زودیها تعمیر شدنی نیست. گل آقا با خوشحالی پیشانی پدر را بوسید و گفت:ممنون،بهتر از این نمی‌شود و پس از لحظاتی با قیافهء حق به جانب ادامه داد:باید جایی‌ دور هم جمع شویم و تصمیم بگیریم. داود آقا صحبتهای او را قطع کرد و رو به‌ همسایه‌ها گفت:اولا سفره انداختن فقط برای‌ خوردن غذاست،ثانیا دزدهای امروزی پیشرفته کار می‌کنند و یک دیوار نمی‌تواند مانع کارشان بشود، بهتره خودمان را بیشتر از این عذاب ندهیم. اء با صدای سنگین و گرفته شروع به‌ صحبت کرد:خوب گفتی آقا صادق،روزگار عجیبیه، ولی نخیر نظر همه همسایه‌ها مهمه. داود آقا درحالی که لبخندی بر لب داشت،رو به همسایه‌ها گفت:این آقا برای اینکه با من‌ ولی باید متوجه باشی که با همه همسایه‌ها طرف‌ هستی و بهتر است قبل از بزرگ جلوه دادن دزدها و الوات خیابان،ببینیم مردم چه مشکلاتی بدتر از اینها دارند. گل آقا خنده‌ای کرد و رو به همه همسایه‌ها ادامه داد:اگر این موضوع را زودتر متوجه می‌شدیم،رودرروی‌ هم قرار نمی‌گرفتیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.