Skip to main content
فهرست مقالات

یک روز انتظار

نویسنده:

مترجم:

(1 صفحه - از 11 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : تب، آنفلوانزا، کپسول، بوته‌های، یخ، روز انتظار، شاتز، تب پسرک، به‌پای تخت چشم، فکر، راه رفتن، درجه تب، یک روز، بوته‌های یخی، کپسول بعدی، پای تخت، یخ سر، طبقهء پایین، وارد اتاقش، راهی خانه، برو بالا، چهار درجه، نمی‌کنی کمی، از دست

خلاصه ماشینی: "این فقط یک شیوع جزئی آنفلوانزا بود و اگر جلوی سینه پهلو را می‌گرفتیم هیچ خطری در کار نبود. آرام روی تخت دراز کشیده بود و به نظر نسبت به‌ چیزهایی که در اطرافش می‌گذشت خیلی بی‌اعتنا بود. » پای تخت نشستم و برای خودم مطالعه کردم و منتظر ماندم تا تا وقت کپسول بعدی برسد. دیگر باید به خواب می‌رفت،سرم را که‌ بلند کردم به طرزی غیرعادی به پای تخت چشم دوخته بود. سگ‌شکاری ایرلندی را، برای کمی قدم زدن،به طرف بالای جاده و امتداد جویبار یخ‌زده‌ به همراه خودم بردم،راه رفتن یا ایستادن روی سطح شیشه‌ای دشوار بود و سگ پشمالوی قرمز سر می‌خورد و می‌غلتید،و خودم دو بار بدجوری زمین خوردم. درست در همان وضیعتی بود که از پیش او رفته بودم،رنگش پریده بود،اما بالای گونه‌هایش از شدت تب سرخ‌ شده بود،و مثل گذشته آرام به پای تخت چشم دوخته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.