Skip to main content
فهرست مقالات

یک بار دیگر سیاوش

نویسنده:

(9 صفحه - از 45 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : سیاوش، افراسیاب، سودابه، داستان، شاه، پیران، کیخسرو، خداوند، جنگ، فردوسی

خلاصه ماشینی:

"درست به همین دلیل‌ افراسیاب بیش‌از هرکس این راز و تقدیر آسمانی را حس کرد و برای اینکه از زندگی و حضور سیاوش در بطن جامعه جلوگیری‌ کند دستور داد او را در جایی سنگلاخ و سخت،و شوره‌زاری که‌ هرگز امید رستن گیاه در آن نبود بکشند: «چنین گفت سالار توران سپاه‌ که اندرکشیدش به یک سو ز راه‌ کنیدش به خنجر سر از تن جدا به سخی که هرگز نروید گیا بریزید خونش بر آن گرم خاک‌ ممانید دیر و مدارید باک» افراسیاب به اندازه‌ای متوجه کار خود بود که به‌رغم اصرار فراوان سپاهیان و بزرگان لشکر که گفتند از خون بیگناه سیاوش‌ بگذرد،دوباره بر فرمان خود و اینکه او را در جایی بکشند که گیاهی‌ نروید تأکید کرد: «بفرمود پس تا سیاوش را مرآن شاه بی‌کین و خاموش را که این را به جایی بریدش که کس‌ نباشد ورا یار و فریادرس‌ سرش را ببرید یکسر ز تن‌ تنش کرکسان را بپوشد کفن‌ نباید که خون سیاوش زمین‌ ببوید،بروید گیا روز کین» صص 2323 تا 2320 و درست به‌خاطر وقوفی که سیاوش به مسئولیت خود داشت، و آگاهی از معبر مقدر نابودی افراسیاب،و به‌خاطر تعالی والای‌ روحی که نصیب سیاوش شده بود،او از جنگ خودداری و از ریختن‌ خون بی‌گناهانی چند که لعبتکانی بیش در دست افراسیاب نبودند، پرهیز کرد و هنگامی که معدود ایرانیان همراهش تقاضای نبرد کردند پاسخ داد: «سیاوش چنین گفت که این رای نیست‌ همان جنگ را مایه و پای نیست‌ چه گفت آن خردمند بسیارهوش‌ که با اختر بد به مردی مکوش مرا چرخ گردان اگر بی‌گناه‌ به دست بدان کرد خواهد تباه‌ به مردی کنون زور و آهنگ نیست‌ که با کردگار جهان جنگ نیست» و درست همین نکته آن راز والایی است که سیاوش به شیرینی‌ زلال آن پی برده بود،خضوع و تسلیم در برابر خواست دوست، تسلیمی که انسان را حتی در متن طوفان سرخ به آرامش می‌رساند، آرامشی که با آدمی حیاتی سبز می‌دهد-گیاهی سبز که از خون‌ سرخ سیاوش می‌روید-و حضور زنده و فعال و مؤثر آدمی را در متن هستی و جامعه تداوم می‌بخشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.