Skip to main content
فهرست مقالات

بازگشت

نویسنده:

(2 صفحه - از 72 تا 73)

کلید واژه های ماشینی : پوست، زن، مرد، حمام، صبح، بوزینه، سرش، تخت، آب، پوست دستهایش

خلاصه ماشینی: "زنش با نیشخند گفت:به خاطر کرم‌هایی است که‌ استفاده کرده،باید در حمام به صورتش لیف بکشد تا سلولهای‌ مرده پوست صورتش تمیز شود و بریزد. مرد با نگرانی و بدون اینکه چیزی به صورتش بزند،از جلوی آینه کنار رفت و با بی‌میلی رهسپار محل کار خود شد. چند بار به دستشویی اداره رفت تا مطمئن شود که صورتش بدتر نشده،در آنجا فهمید که پوست دستهایش هم‌ خیلی خشک شده است. پوست صورتش که‌ زمانی مثل هلو سرخ و سفید بود،حالا کاملا تیره شده بود و به‌ قهوه‌ای می‌زد. در را باز کرد و از همان لای در دید که‌ روی تخت یک بوزینه خوابیده است. شاید تا حالا زنش هم‌ دچار شده باشد و باز از خود می‌پرسید:عاقبتم چه می‌شود؟وقتی‌ بوزینه شدم کجا بروم؟خانواده‌ام مسلما از من فرار خواهند کرد. تازه بوزینه شده بود که خودش را از بالکن‌ بالا پرت کرد توی حیاط،ولی واضح است که آدم از این فاصله‌ نمی‌میرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.