Skip to main content
فهرست مقالات

خانم بریل

نویسنده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) با اینکه هوا خیلی خوب بود و لکه‌های زیبا و طلایی رنگ نور خورشید در آسمان آبی چون شراب سفید رنگی را می‌مانست که بر چمنهای پارک پاشیده شده است،ولی خانم بریل از اینکه پالتوی‌ خزش را پوشیده بود در پوست خود نمی‌گنجید. شاید دلیلش این بود که فصل‌ پاییز شروع شده بود،باوجود اینکه گروه موزیک در تمام طول سال‌ در روزهای یکشنبه برنامه داشت ولی هیچ‌وقت اینطوری نبود. خانم بریل نمی‌دانست که آیا زن کار خوبی انجام داده است‌ یا نه!خانمی را که کلاه زرد روی سرش بود درحال صحبت‌ با مردی خوش‌تیپ و خاکستری‌پوش دید که به نظر می‌رسید وقتی موهایش را به رنگ زرد مش کرده آن کلاه را خریده است. وای چقدر جالب بود!چقدر خانم بریل لذت برد!چقدر دوست داشت آنجا بنشیند و همه را تماشا کند!مثل یک نمایش‌ به نظر می‌رسید. خانم بریل چقدر غریب به نظر می‌رسید!تا قبل از آن به این‌ موضوع فکر نکرده بود شاید دلیلش کار هر هفتهء او بود که از خانه تا پارک را طی می‌کرد. ولی انگار پیرمرد فهمیده‌ باشد که هنرپیشه‌ای روبه‌روی او روزنامه می‌خواند،از خواب پرید: «یه هنرپیشه!» سرسفیدی را بلند کرد،نوری در چشمان پیرش جرقه زد:«یه‌ هنرپیشه،شما یه هنرپیشه هستید؟» خانم بریل روزنامه را تا کرد و جوری این‌کار را کرد که انگار جملات نقش او در آن نوشته شده است و با ملایمت گفت:«بله، سالهای زیادی هنرپیشه بودم. خانم بریل نیز ماند دیگران از روی‌ نیمکت شروع به خواندن کرد صدای جمع بالا و پایین می‌رفت، خیلی زیبا بود..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.